افکار فاسد خودش. همه چیز هم از خود آدم است؛ هیچ چیزی تهیه نشده است برای ما که از سابق تهیه کرده باشند که ما را بخواهند عذاب بدهند، همه آنها چیزهایی است که ما خودمان تهیه می‌کنیم. هر عملی که ما در اینجا انجام می‌دهیم یک صورت برزخی دارد و یک صورت ملکوتی دارد و ما به او می‌رسیم؛ عمل خوب همین‌طور است و عمل بد هم همین‌طور است. بنابراین، آنهایی که، انبیا و اولیایی که راهها را می‌دانستند، عواقب را می‌دانستند، برای بشر غصه می‌خوردند و جانفشانی می‌کردند که مردم را نجات بدهند.
فعالیت برای نجات بشر از ظلمتها
یک جانفشانی است و فعالیتی است که می‌خواهد خودش برسد به نوایی، مردم را وادار می‌کند به شیطنت، جوانها را وادار می‌کند به اینکه خودشان را به کشتن بدهند تا بعد بیاید او زمام امور را به دست بگیرد؛ این یک‌طور است. یک‌طور هم این هست که همه چیزش را فدای بشر می‌کند برای تهذیب بشر؛ انبیا اینطورند. انبیا یک روزشان برای خودشان صرف نشده است، یک ساعتشان توجه به خودشان نبوده، همه توجه به این بوده است که این مریضها را، اینهایی که دارند خودشان را به چاه می‌اندازند، اینهایی که دارند خودشان را به عاقبتهای بسیار بد می‌اندازند، اینها را نجات بدهند. ما هم باید آنقدری که در توانمان است - البته ما کوچکتریم از اینکه بگوییم که انبیا این می‌کردند ما می‌خواهیم بکنیم - آنقدری که در توانمان هست برای نجات ملتها، برای نجات ملت خودمان و برای نجات ملتهای دیگر از این ظلمتهایی که برایشان پیش آمده است، از این گرفتاریهایی که برایشان پیش آمده است، ما باید فعالیت بکنیم و این اشخاصی که در خلاف واقع شدند و خودشان ملتفت نیستند، خصوصاً، این جوانهای تازه رس، این جوانها، این دخترها، این پسرها که این بی‌انصافها، اینها را به خط اعوجاجی کشاندند، انحرافی کشاندند اینها را، ما جدّیت باید بکنیم به اینکه ان شاء الله، تربیت بشوند اینها. هر کس صحبت می‌کند صحبت بکند که اینها را به راه راست برگرداند، تربیت کند. آنهایی که در حبس هستند تربیت بشوند ان شاء الله و آن راهی که انبیا داشتند همین بود که تربیت‌