مع الأسف، این دولتهای اسلامی بسیاریشان به جای اینکه با اسرائیل جنگ کنند، به جای اینکه دست اتحاد به ایران بدهند که اسرائیل را دفن کنند، اسرائیلی که به همه چیز مسلمین طمع دوخته است، اسرائیلی که برنامه‌اش این است که از نیل تا فرات مال اوست، این اسرائیلی که مکه و مدینه مکرمه را از خودش می‌داند و می‌خواهد دست درازی کند، مع الأسف، این حکومتها به او کار ندارند، بلکه می‌خواهند [به رسمیت‌] بشناسند او را و همه تبلیغات خودشان را و همه همّ و غم خودشان را به اسلام و به حکومت اسلامی ایران متمرکز کرده‌اند. تا گفته می‌شود که ما از این حدودی که داریم و چیزی که از اول گفته‌ایم هیچ قدمی کنار نمی‌گذاریم، فوراً می‌بینید که یک جا می‌گوید که دیگر صلح امکان ندارد، برای اینکه ایران سر صلح ندارد. مگر آن حدودی که ما گفتیم چیست؟ جز این است که باید بیرون برود تا ما بنشینیم با او صلح کنیم؟ ما قرآن می‌گوییم، ما حکم قرآن را می‌گوییم که همه مسلمین باید با این جنگ کنند تا این بیرون برود. اگر بعد از جنگ سر فرود آورد به احکام اسلام، آن وقت بنشینند صلح کنند، آن هم صلح به قسط و عدل. مسلمین بیایند ببینند؛ بابا بیخود صرف وقت در تبلیغات نکنند و حُسن قضیه این است که تبلیغات اینقدر اختلاف دارد و اینقدر اعوجاج دارد و اینقدر خلاف ضروری است که دیگر هر که بشنود هم، اگر راست هم اینها بگویند، می‌گویند دروغ است. این بوقهای تبلیغاتی که هر روز یک چیز می‌گویند و هر روز یک مطلب واضح الفساد را می‌گویند، طوری اینها حیثیت خودشان را از دست داده‌اند که هر که بشنود که رادیوی کذایی چه گفت، می‌گوید رادیو دروغ می‌گوید. رادیویی که می‌گوید که زن و مرد ایران دیگر برگشته‌اند از حکومت اسلام، از این حکومت پشت کرده‌اند یا نقل می‌کند از بعض اشخاص فاسدی که به واسطه فسادش نتوانسته است در ایران بماند و فرار کرده، نقل می‌کنند که اینها جوانها و زنهای آبستن، بچه‌ها و اینها را در خیابانها هر روز می‌کشند، در عین حالی که خود این تروریستها دارند این کارها را می‌کنند، این کارها را انجام می‌دهند و بعد می‌گویند ایرانیها این کار را می‌کنند. بله ایرانی است، اما کدام ایرانی؟ آن ایرانی که به اسم «مجاهد خلق» بر ضد خلق، با اسم «فدایی خلق» بر ضد خلق قیام کرده است، آن‌