مسجد النبی، مرکز ثقل و قدرت اسلامی
ما امروز با بسیاری از مسائل مواجه هستیم که شما آقایان هم می‌دانید و مسائل ایران امروز پشت پرده نیست، آشکار است و همه ملت از دولت‌اند و دولت هم از ملت است.
دولت و هرچه متعلق به دولت است خدمتگزار ملت است و ملت هم پشتیبان دولت، و تا این هماهنگی میان همه قشرها هست، آسیب نخواهد دید این جمهوری اسلامی.
شما می‌دانید که امروز ما از جهات ظاهری طبیعی، تنها هستیم. تقریباً تمام شرق و غرب یا مخالف مستقیم با ما هستند و یا غیر مستقیم. اگر در بین آنها حکومتهایی پیدا بشوند که بی‌طرف باشند یا احیاناً موافق با ما باشند، بسیار معدودند و انگشت شمار.
قدرتهای بزرگ با اسلام مخالف‌اند. نه آن اسلامی که فقط خلاصه بشود در دعا و مسجد، آن اسلامی که در صدر اسلام همه احتیاجات ملتها را حل می‌کرده است و آن اسلامی که در امور سیاسی ملتها و در امور اجتماعی ملتها مستقیماً دخالت می‌کرده است.
شما اگر صدر اسلام را ملاحظه کنید، می‌بینید که اسلام از زمان پیغمبر - صلی الله علیه و آله و سلم - حکومت تشکیل داده است، قوای نظامی و انتظامی داشته است. در سیاستها دخالت می‌کرده است و مسجد النبی مرکز سیاست اسلامی بوده است و ثقل قدرت اسلامی.
دستهای ناپاک و عقلهای ضعیف موجب این شد که بعد از رسول الله و صدر اسلام کم کم مردم را از آن مسائل اصلی که در نظر اسلام بوده است، منحرف کنند و مردم را متوجه به فقط یک مسائل جزئی بکنند و در مسائل عمومی کلی، که کشورهای اسلامی به آن احتیاج دارند بی‌طرف باشند و احیاناً هم مخالف باشند. این یک نقشه شیطانی بوده است که از زمان بنی امیّه و بنی عباس طرح ریزی شده است و بعد از آن هم هر حکومتی که آمده است، تأیید این امر را کرده است. و اخیراً هم که راه شرق و غرب به دولتهای اسلامی باز شد، این امر در اوج خودش قرار گرفت که اسلام، یک مسائل شخصی بین بنده و خداست و سیاست از اسلام جداست و نباید مسلمانان در سیاست دخالت کنند و نباید روحانیون وارد سیاست بشوند؛ آنها همان در مسجدها محبوس باشند و همه‌