مسئله چه بود و آن پدر چه شد و آن پسر چه شد، و آن‌طور وضع پیدا کردند، آن‌طور عاقبت چه شد. و آن طرف هم که معلوم نیست چه خواهد شد. یعنی، برای ما معلوم نیست که آنجا با آنها چه خواهند کرد. ما به آن طرفش کاری نداریم ..
در هر صورت مقام مسئله‌ای نیست که انسان ارزش انسانی‌اش را صرف آن بکند.
شماها ارزش انسانی دارید. ارزش انسانی بالاترین چیزهاست برای شما؛ و باید این ارزش انسانی را هرچه بیشتر تقویت کنید. خدمت به مردم به کناره گیری درست نمی‌شود.
انسان ارزشش در این است که در جامعه چه می‌تواند بکند، و چه خدمتی به این بندگان خدا می‌خواهد بکند.
شما ملاحظه می‌کنید که پیغمبر اکرم از همه بیشتر رنج کشید برای تربیت مردم؛ برای اینکه این مظلومین را از دست آن ظالمها نجات بدهد. و بعدش هم کسانی که متعهد بودند و به جای او بودند آنها هم همه رنج کشیدند، و همه - عرض می‌کنم که - زحمت کشیدند، و همه برای این بود که چه بکنند. خوب، می‌بینید که پیغمبر اسلام با آن وضعی که آن وقت داشت و بنده‌هایی که همه خاضع او شده بودند، توی مجلس وقتی می‌نشست نمی‌فهمید کسی که کدام یک از آنها پیامبر است. عرب می‌گفت کدام پیغمبر است؟ آن با اسم پیغمبر می‌گفت این. وضعش این‌طور بود که مجلسش مسجد بود. در مسجد بود و همه کارهای بزرگ دنیا را هم مساجد انجام می‌دادند.
و ما امیدواریم حالا هم مساجد ما برگردد به آن وقتی که مسجد، محلّ حل و عقد امور باشد، و مسجد محل نقشه‌های جنگ باشد، همه چیز باشد. و مسجدیها باشند که بتوانند کارها را بخوبی انجام بدهند، خداوند همه شما را توفیق بدهد، مؤید و منصور باشید، و من دعاگوی همه شماها هستم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته