خدا را می‌خواهند؛ رضای خدا را می‌خواهند. ما باید فکر این معنا باشیم که این معنا که رضای خداست و آرمان اسلام است، این معنا را به تمام معنا درصدد باشیم که متحقق کنیم. انسان گاهی دیدش، مجلس هم همین‌طور است، دیدها مختلف است، هردو و همه جمعیت، اسلام را می‌خواهند، لکن دید از اسلام اختلاف دارد، و می‌دانید که تقریباً بسیاری از روشنفکرهای ما هستند، افراد تحصیلکرده ما هستند که اینها ادعای اسلامشناسی می‌کنند، لکن از اسلام بی‌اطلاع‌اند. این‌طور نیست که اسلام را به آن معنایی که دارد، به آن معنا بتوانند بفهمند. یک جنبه‌ای یا یک جنبه‌هایی را در آن مطالعه می‌کنند و مسائلی در آنجا مثلاً می‌فهمند، لکن جنبه‌های زیاد دیگری که در اسلام هست توجه نمی‌کنند؛ و این اسباب این می‌شود که یک اختلاف نظرهایی پیش بیاید. من میل دارم که، شما هم میل دارید که این مجلس طوری باشد که اگر قانونی را گذراند وقتی که در شورای نگهبان برود بیچون و چرا قبول کنند. شما می‌دانید که مردم اسلام را می‌خواهند، دیانت را می‌خواهند، رضای خدا را می‌خواهند. این همه مردمی که در ایران در این طول مدت مبارزه کردند و حالا هم دارند در جبهه‌ها مبارزه می‌کنند و در پشت جبهه‌ها هم مبارزه می‌کنند، اینها همه برای اسلام است و برای خداست. اینها را ما باید فکر این باشیم که این نظری که به مجلس دارند و نظر اسلامی دارند، این نظر محفوظ بماند. این نه مخصوص مجلس است، دولت هم همین‌طور است. همه کسانی که مشغول یک شغلی در دولت هستند، این معنا را باید توجه کنند که مردم توجه به اسلام دارند؛ انحراف مختصری اگر پیدا بشود در یکی از اینها، این انحراف را مردم نمی‌پذیرند. و ما باید برای خدا درصدد رضایت این مردم باشیم. یعنی، این مردمی که آن مجلسهای طاغوتی را به هم زدند و یک مجلس اسلامی درست کردند. دست بسیاری را از توی حبسها گرفتند و بیرون آوردند از تبعیدها، تبعید شده‌ها را برگرداندند. اینها همه چیزهایی بود که مردم کردند. ما ادعا نمی‌توانیم بکنیم که من کردم؛ شما کردید؛ جامعه کرد، منتها به توفیق خدای تبارک و تعالی. خداوند این جامعه را طوری قرار داد و عنایت به طوری شد که این جامعه با دید اسلامی جلو افتادند. و جوانهایشان را فدا کردند و همه‌