افروختند و مجال اینکه یک حکومتی که دلخواه او هست برقرار کند نشد، و این را ما باید تا آخر ابد از آن متأسف باشیم. اگر یک همچو مجالی برای ایشان پیدا می‌شد، الگویی بود آن حکومت برای همه کسانی که می‌خواهند به عدالت و به امور الهی قیام کنند، الگو می‌شد. ولی تأسف این است که نشد، و آن قدری که شد هم باز نورش متجلی است، و الآن هم همان اثر کمی که از ایشان مانده است در باب حکومت، همان اثر کم هم معلوم است که وضع باید چه باشد. و تأسف دیگر اینکه مجال پیدا نکرد ایشان که آن علومی که در سینه ایشان بود «وهیهُنا عِلْماً جَمَّاً» «إنَّ هیهنا عِلْماً جَمَّاً» پیدا نکرد اشخاصی که حَمَلِه آن علم باشند. و بلااشکال آن علمی که ایشان حَمَلِه‌اش را پیدا نکرده‌اند، آن علم اسرار ولایت، اسرار توحید است. و باید همه عرفا تأسف بخورند بر اینکه این مجال برای ایشان پیدا نشد که آن اسرار را که باید افشا کند، افشا بفرماید.
مجال نشده و این هم جزء تأسف‌هایی است که باید خصوصاً عرفا و فلاسفه و علما و دانشمندان در این تأسف روزگار بگذرانند.
معنای تمسک به ولایت امیرالمؤمنین
و ما در این روز، این روز مبارک که از اعیاد بزرگ اسلام است و به حسب نفوس ما بالاترین عید است و نکته‌اش هم این است که این ادامه نبوت است، ادامه آن معنویت رسول الله است، ادامه آن حکومت الهی است، از این جهت از همه اعیاد بالاتر است. و ما در این روز سعید یکی از چیزهایی که وارد شده است این است که بگوییم، بخوانیم:
الْحَمْدُللَّه الّذی‌ جَعَلَنا مِنَ الْمُتَمَسِّکینَ بِوَلایَة امیر الْمُؤمِنینَ وَ اهْلِ بَیْتِهِ (1).
تمسک به ولایت امیرالمؤمنین چی هست؟ یعنی ما همین این را بخوانیم و رد بشویم؟ آن هم تمسک به ولایت امیرالمؤمنین در روزی که ولایت به همان معنای واقعی خودش بوده است، نه تمسک به محبت امیرالمؤمنین، تمسک به محبت اصلاً معنا هم ندارد، تمسک به مقام ولایت آن بزرگوار به اینکه گرچه ما و بشر نمی‌تواند به تمام معنا