این کسانی که یک همچو حرف‌هایی را می‌زنند، که کی خط چه دارد و کی خط چی.
باید به مردم گفت که اینها دشمنان شمایند که می‌خواهند به شما مطالبی عرضه کنند که شما را از بعضی مقامات یا از همه دلسرد کنند.
امروز همه مقامات با هم هستند، همه رؤسایی که در کار هستند، همه اینها با هم هستند و همه برای اسلام دلسوزی می‌کنند و برای اسلام حرکت می‌کنند، خطوط مختلفی ما نداریم در ایران. اینها افترایی است که دشمن‌های ما و ایادی آنها درست می‌کنند. بعد از اینکه مأیوس شدند از قیام مسلحانه، و مأیوس شدند از حمله و از راه‌های مختلفی که تاکنون اعمال کردند، حالا این هم یک راهی است که پیش گرفته‌اند، که «حوزه علمیه قم» چه می‌گوید و حوزه «روحانیت مبارز تهران» چی می‌گوید، و رؤسا، فلان رئیس با چند نفر یک راهی دارند، فلان رئیس با چند نفر راه دیگری دارند، روحانیین هر جا یک مطلبی دارند، در صورتی که مسائل این نیست. من می‌دانم که شما خودتان هم می‌دانید این را، لکن ساده دل‌ها ممکن است که باور کنند.
عبرت گرفتن از نهضت مشروطیت
تاریخ یک درس عبرت است برای ما. شما وقتی که تاریخ مشروطیت را بخوانید می‌بینید که در مشروطه بعد از اینکه ابتدا پیش رفت، دست‌هایی آمد و تمام مردم ایران را به دو طبقه تقسیم بندی کرد. نه ایران تنها، از روحانیون بزرگ نجف یک دسته طرفدار مشروطیت، یک دسته دشمن مشروطه، علمای خود ایران یک دسته طرفدار مشروطه، یک دسته مخالف مشروطه. اهل منبر یک دسته بر ضد مشروطه صحبت می‌کردند، یک دسته بر ضد استبداد. در هر خانه‌ای دو تا برادر اگر بودند، مثلا در بسیاری از جاها این مشروطه‌ای بود، آن مستبد. و این یک نقشه‌ای بود که نقشه هم تأثیر کرد و نگذاشت که مشروطه به آن طوری که علماء بزرگ طرحش را ریخته بودند، عملی بشود. به آنجا رساندند که آنهایی که مشروطه خواه بودند به دست یک عده کوبیده شدند. تا آنجا که‌