محرومین، مستضعفین و حکومت مردمی این است که هم مجلسش می‌فهمد مستضعفین و محرومین یعنی چه، هم حکومت و وزرا می‌فهمند که یعنی چه، هم رئیس جمهور و رئیس مجلس‌اش می‌دانند که این محرومیت یعنی چه؛ برای اینکه خودشان لمس کرده‌اند، خودشان لمس محرومیت را کرده‌اند؛ اینها می‌فهمند که ناداری یعنی چه و محرومیت یعنی چه. ولهذا خاصیتی که حکومت محرومین دارد چند چیز است که حالا من بعضی‌اش را عرض می‌کنم. یکی اینکه چون احساس کرده‌اند محرومیت را، به فکر محرومین می‌توانند باشند. می‌توانند که بفهمند که راه اگر نباشد و این مریض در یک دهکده‌ای مریض بشود و بخواهند بیاورندش به شهر، چه مصیبت‌هایی هست، برای اینکه، راه نیست باید با الاغ مثلاً با اسب بیاورند. اینها می‌فهمند این یعنی چه، در ذهنشان این معنا می‌آید. اینها می‌فهمند که محرومیت از حیث بهداری و درمانگاه یعنی چه. اینها می‌فهمند که محرومیت از حیث آب و برق یعنی چه. اینها از باب اینکه خودشان لمس کرده‌اند این مسائل را، می‌توانند بفهمند. به خلاف آن قشری که سابق متکفل این امور بود نمی‌توانستند بفهمند. یعنی یک کسی که در مهد اشرافیت به اصطلاح آن وقت بزرگ شده است و از اولی که چشمش را باز کرده است با نوکر و کلفت و حشم و اینها روبرو بوده، این وقتی بزرگ شد خیال می‌کند همه چیز همین است. نمی‌تواند ادراک کند که یک طبقه‌ای هستند که نان ندارند، یک طبقه‌ای هستند که نمی‌توانند زندگی کنند. این یکی از خاصیت‌های حکومت محرومین و مستضعفین است.
خوف نداشتن از قدرتها، ویژگی حکومت محرومان
یکی از خاصیت‌های بزرگش این است که اینها دیگر از قدرت‌ها نمی‌ترسند.
خاصیت اعیانیت و اشرافیت به اصطلاح و رفاه این است که چون همیشه خوف این مطلب که نبادا از این مقام، پایین بیایم و نبادا یک لطمه‌ای به اشرافیت من بخورد، این خوف، اسباب این می‌شد که نسبت به زیر دست‌ها ظالم و نسبت به بالا دست‌ها توسری خور باشد. یک نفر که نخست وزیر بود، وزیر بود و در تاریخ، در طول تاریخ از کسانی‌