خودشان بنشانند، به فکر این نباشد که به ایران می‌توانند یک ضرب شستی وارد کنند.
ایران حکومت مردم است، حکومت مردمی دیگر نمی‌تواند بترسد از اینکه امریکا چی می‌گوید. حکومت مستمندان است، حکومت مستضعفان است. اینها در دلشان خوف نیست به اینکه اگرچه بشود ما مقام‌مان را از دست می‌دهیم. مقام نیست تو کار، هیچ یک از اینها به فکر این نیستند که ما الآن یک مقامی داریم و مقام فروشی بکنند. و هیچ کدام هم یک زندگی اشرافی ندارند که بترسند از دستشان گرفته بشود. و چون حکومت ایمان است، خوف از شهادت هم ندارند. بنابراین، امریکا و امثال امریکا تصور نکنند که با یک کلمه‌ای که در سابق، زمان شاه و زمان رضاخان و محمدرضاخان می‌گفتند در اینجا اطاعت می‌شد، حالا هم آن هست. نخیر، حالا آن نیست. حالا اگر یک سفیری از شما نسبت به یک نفر از کارمندهای ما بخواهد یک جسارتی بکند غایت امر این است که او را بیرونش می‌کنند. - اگر در همین جا تربیتش نکنند -. حکومت، حکومت محرومین است، محرومین ترس ندارند از این امور، آن حکومت اشراف بود که تشر می‌زدید و آنها جا می‌خوردند. اینها حکومت توده است، توده مردم است، محرومین است، بازار است، خیابان است و کارگرانند و کشاورزان، حکومت مال اینهاست. یک همچو حکومتی، یک همچو بافتی که در حکومت ایران است امروز، این بافت جوری است که خوف تویش نیست. از چی بترسند؟ بترسند شهید می‌شوند؟ بسیارند، بسیاری هستند که آرزوی این کار را می‌کنند. بترسند مقام از آنها گرفته بشود؟ مقامی تو کار نیست تا گرفته بشود. بترسند - نمی‌دانم - پارک‌ها و نمی‌دانم دهات از آنها گرفته بشود؟ نه پارکی دارند، نه دهی دارند، این از خاصیت حکومت محرومین است که نه از این ابرقدرت می‌ترسد و نه از آن ابرقدرت می‌ترسد و از جنگ هم نمی‌ترسند. شما خیال می‌کنید که اگر در زمان سابق یک همچو جنگی پیش می‌آمد، وضع ایران این نحو بود که مردم بایستند و در جبهه و پشت جبهه بایستند و اینطور توی دهنی بزنند به امریکا؟ صدام که قابل آدم نیست، این تو دهنی به امریکاست که قلاده را از سر این برداشت و اغوا کرد این بدبخت را و او را به این حال رساند. امروز روزی است که مردم ما از جنگ نمی‌ترسند، برای‌