می‌دیدم که اینها بسیار مؤدب به آداب، جامعه آنجا مؤدب به آداب شرع هستند - مثل محلات که آن وقتها این جور بود - انسان وقتی ملاحظه می‌کرد می‌دید که عالِم خوبی آنجا بوده. چند تا ملّای متدین خوب اگر در یک جامعه‌ای، در یک شهری، چند نفر ملّای متوجه به دیانت، عاقل و عامل به علم خودش باشد، لازم نیست موعظه کند اصلاً، خود وجود او موعظه است. ما اشخاصی را دیدیم که خودِ وجودشان در انسان تأثیر می‌کرد. ملّاهایی یکوقتی در قم بود [ند] که خودِ وجودشان، اصلاً انسان وقتی نگاه می‌کرد به او - همان نگاه - موعظه بود. از آن طرف، ما الآن می‌بینیم که، تهران را من یک قدری اطلاع دارم؛ محلات مختلف تهران فرق دارد، یک گوشه می‌بینید که یک آدم منحرف آنجا معمم است یا امام جماعت شده است، یک طایفه‌ای را منحرف کرده است! این گندش چقدر است؟ همان گند است که اینجا به مشام می‌رسد. این گندی است که ما در دنیا تهیه می‌کنیم؛ نه یکی یک گندی را به ما اضافه بکنند؛ این گند خود ماست. هر چه در عالم آخرت واقع می‌شود، یک چیزی است که از اینجا ما تهیه کرده ایم و وارد می‌کنیم در عالم آخرت. به ما یک چیزی خارج از عملمان نمی‌دهند؛ اعمال ماست اینها.
فساد عالِم، فساد عالَم
وقتی بنا شد که یک عالِمی مفسده جو باشد و یک حوزه را در معرض خطر قرار بدهد، این گندش یک حوزه را بلکه یک امت را می‌گیرد؛ و همین گند است که الآن شامه ما درست نمی‌تواند ادراک کند؛ وقتی که در جهنم رفتیم - خدای نخواسته - آنجا ادراک می‌کند شامه‌ها. و این گندی که از این عالِم بلند شده است و در دنیا اینطور کرده، آنجا مردم را متأذی می‌کند. و در همین روایت است که اشدُّ الناس حسرةً (1) آنهایی هستند که دعوت می‌کنند اشخاص را به صلاح و خیر و آنها استجابت می‌کنند و عمل می‌کنند به قول این آدم و آنها در بهشت می‌روند، و خود این آدم عالِمی است که به علم خودش‌