بی حیثیت آن بر سر این گورستان به عیش و عشرت و جمع ثروت پایکوبی کنند. باید با راه انداختن سر و صدای کشور مترقی و در بوق و کرنا کردن آن، این کشور بی‌صاحب به عقب رانده شود، و از ضروریات و اولیات یک کشور در حال رشد محروم باشد. باید ملت ایران به اسم ترقی و پیشرفت، از آب و برق و طبیب و دارو و حتی - به اعتراف روزنامه‌های وابسته به دستگاه - بسیاری، از نان و هزینه اولیه زندگی محروم باشند و اگر نَفسی بکشند با سرنیزه صدای آنها را در گلو خفه کنند تا مخازن نفت و سایر معادن ما غارت گردد و برای ملت ایران جز ذلت و خواری و حبس و زجر نباشد.
باید به اسم «مأموریت برای وطنم»، این وطن به حال خرابی و عقب افتادگی باقی باشد و اسلام که تنها پناهگاه این ملت و سد راه اجانب است شکسته شود. گویی مأمور است که طبقه جوان روشن را چه روحانی و چه دانشگاهی سرکوب کند؛ مأمور است که مدارس دینی را هتک و علمای اسلام را حبس و زجر کند؛ مأمور است مقدسات کشور را به دست اسرائیل و مربیان آن بدهد؛ مأمور است که سرمایه گذاران خارجی را به باقیمانده ثروت کشور مسلط کند؛ مأمور است که موجبات فحشا را با هر صورت اشاعه دهد و هتک نوامیس قرآن کند؛ مأمور است که مستشاران خارجی و کارمندان آنان را مصونیت دهد و از ملت و روحانیون و دانشمندان و دانشجویان سلب مصونیت نماید؛ مأمور است که به اسم اسلام این چراغ هدایت را خاموش کند؛ مأمور است که فرهنگ استعمار نو را تا آخرین نقاط دور افتاده کشور برساند، و اسلام و فرهنگ اسلام را کنار زند؛ و مأموریتهای دیگری که اگر خدای نخواسته فرصت پیدا کند، اجرا نماید.
شماای ملت ایران! ای مسلمانان پاک طینت! به احکام نورانی قرآن کریم بیش از پیش گرایش کنید، و دست اتفاق و برادری به هم دهید، و از اختلافات دست بردارید، و برای قرآن کریم و اسلام عزیز فکری کنید. تعلیمات اسلام را نصب العین قرار دهید. مساجد و محافل دینیه را، که سنگرهای اسلام در مقابل شیاطین است، هر چه بیشتر گرم و مجهز نگه دارید، و با این استعمارزدگان بی‌عاطفه با روی قهرآمیز و چهره متنفر روبه رو شوید، و از احکام خلاف عدل و انصاف آنها هر قدر می‌توانید تخلف کنید. برادران خود را