که مسلمان نیستند. شما نشستید می‌گویید ما مسلمان با مسلمان! اولاً اینکه این حزب بعث عقیده‌اش اصل این است که قضیه اسلام تو کار نیست. آنهایی هم که دنبال او می‌آیند بسیاریشان همین‌اند. یک عده‌ای هم که - فرضاً - آنها بیایند لکن می‌آیند برای این که کشور اسلامی را از بین ببرند و سیلی در صورت اسلام بزنند. امروز به همه ما واجب است که دفاع کنیم. هرکس می‌تواند جبهه باید برود، هر که نمی‌تواند در پشت جبهه کمک بکند. آنهایی که می‌نشینند و هی صحبت می‌کنند که بیایید چه بکنیم، بیایید چه بکنیم، اینها از اسلام بی‌اطلاع‌اند، نمی‌دانند قضیه اسلام چی هست.
دفاع بودنِ حمله به متجاوز
مطالعه کنید در حال ائمه مسلمین، در حال خود پیغمبر. پیغمبر هم تمام عمرش صرف این شد دیگر، صرف مجاهده شد. آن وقت که مکه بود آن جور مجاهدات می‌کرد و آن جور خون دل می‌خورد، وقتی هم مدینه آمد جنگها، آن همه جنگ، بگویید همه جنگها دفاعی بوده، و حال آنکه بعضی‌اش که نبوده، حالا همه دفاعی. ما هم که الان دفاع است، ما اصلاً جنگی نداریم، ما با کی جنگ داریم؟ ما الآن داریم دفاع می‌کنیم. «فاو» (1) مرکز این بود که بریزند و از آنجا به اسلام صدمه بزنند. خوب! اینها رفتند «فاو» را گرفتند دفاع کردند. علاوه دفاع از ملت عراق، دفاع از اسلام است، دفاع از مسلمین است. ملت عراق با این خبیث موافق نیستند، این عده‌ای هستند با او و قدرت هم دستشان است. آن وقت آن اشخاص منحرف در خارج آن‌طور حرفها می‌زنند. در داخل هم پیدا می‌شوند اشخاصی که خوب، متدین‌اند اما باز توجه ندارند به مسائل. امروز همه ما مکلف هستیم.
جوانهای ما باید این جبهه‌ها را پر کنند از انسانهای قوی که بحمدالله هم الآن پر کردند، لکن بیشتر لازم است. آقا قضیه، قضیه از بین رفتن اسلام، چه تشیع و چه تسنن، همه، از بین رفتنش و قضیه اینکه ما قیام کنیم و نگذاریم بشود. و بحمدالله تا حالا جوانهای ما اقدام کردند، قیام کردند و نخواهند گذاشت، لکن این اسباب این نمی‌شود که از دیگران‌