اسلامی آنها و معیارهای اسلامی است. هرکس بر اساس این معیارهای اسلامی با مردم حرکت کند، مورد قبول و محبوبیت مردم خواهد بود.
- [در مورد کمونیستها: آیت الله به شناخت علیه کمونیستها مشهور است - کمونیستها را مورد اعتماد نمی‌داند - اما کمونیستهای جوان که در تهران هستند، این روزها- نه اجباراً توده‌ای که دنبال‌روی خواسته‌های بخصوصی هستند - به خاطر اینکه آنها قبول ندارند که یک نفر چه شاه و چه خمینی، تنها کار کند، خواستارند که یک حکومت ملی برای مردم تشکیل شود. آیا آیت الله فکر می‌کنند که می‌توانند این خواسته را اجرا کنند؟ و اگر چنین است چگونه؟ یا بهتر گفته شود: آیا خمینی حزب کمونیست را دائماً غیر قانونی می‌داند؟]
- در اسلام معیار، رضایت خداست و نه شخصیتها. ما شخصیتها را با حق می‌سنجیم، و نه حق را با شخصیتها. معیار، حق و حقیقت است. برخلاف اسلام، کمونیستها شخصیت را بت و قدرت را در او متمرکز می‌سازند. حکومت اسلامی ما متکی به آرای عمومی خواهد بود. و همه احزابی که برای مصالح ملت ما کار کنند، آزاد خواهند بود.
- [چه چیز باعث شد که آیت الله نجف را ترک کنند؟ آیا فکر می‌کنند که عراقی‌ها با تهران توافق کرده بودند؟ و اگر چنین است، آیا می‌توانید شرح دهید؟]
- ظاهراً شاه ایران، دولت عراق را تحت فشار قرار داد که مانع فعالیتهای سیاسی من و انجام وظایفی که بر عهده دارم بشود. لذا من عراق را ترک کردم.
- [تحت چه ضابطه‌ای آیت الله در پاریس زندگی می‌کنند؟ آیا نقشه دارند در پاریس بمانند؟ و اگر نه، به کجا خواهند رفت؟ آیا کشورهای دیگر، خصوصاً الجزایر و سوریه، پیشنهادهایی برای پذیرایی آیت الله را کرده‌اند؟ آیا آیت الله می‌توانند پیشگویی کنند چگونه وجود ایشان در پاریس ممکن است اثری در برنامه ایران و فرانسه در خصوص قرارداد پایگاه اتمی و قرارداد متروی تهران داشته باشد؟ و این عوض شدن برنامه آبادانی، چه درسی برای غرب می‌تواند باشد؟]
- توقف من در فرانسه موقتی است. تنها ضابطه توقف من در هر کجا که باشد، امکان انجام وظایفم هست. با توجه به این توضیح، رابطه‌ای بین حضورم در فرانسه و مسائل مربوط به روابط ایران و فرانسه فعلاً مطرح نیست.