به روابط بشر با خداست؛ همان طوری که حضرت مسیح - سلام الله علیه - همین بُعد (آنطوری که حالا به حسب مذهب مسیح معلوم است) همین بُعد از بشریت را تحت نظر آورده است؛ فقط روابط مابین خدا و خالق را منظور داشته است. در اسلام به طور کامل این مطلب حکم دارد، احکام بسیار زیاد دارد و علاوه بر این، روابط دیگری هست و احکام دیگری هست که این احکام [نیز] راجع به افراد است. و کیفیت، از اوّلی که متولد نشده است یک فرد؛ یک احکامی برای توطئه (1) تولد یک فرد صحیح، سالم، مهذب. و در حالی که ازدواج حاصل می‌شود بین شوهر و زن؛ و قبل از ازدواج - برای انتخاب همسر؛ و در زمان ازدواج و در زمان معاشرت زوجیْن با هم؛ در زمانِ حمل؛ در زمان شیر دادن بچه؛ زمانی که بچه در دامن مادر باید تربیت بشود؛ زمانی که بچه در پیش معلمهای اول باید تربیت بشوند - تمام اینها در اسلام حکم دارد و برای تربیت یک بشر قوانین دارد. و علاوه بر اینها، مذهب اسلام مثل مذهب مسیح نیست که راجع به حکومت و راجع به اداره مملکت دستوری نداشته باشد یا اگر داشته باشد به مسیحیین نرسیده باشد. اسلام حکومت دارد، و حکومتش همان نحوی که حکومتهای دیگری هست و تشکیلات دارد، تشکیلات دارد لکن تشکیلاتی که تمامش بر مبنای عدالت است. روابط حکومت با رعیت، با اصناف رعیت، روابط رعیت با حکومت، روابط حکومت با مذاهب اقلیت، روابط مردم جامعه با اقلیتها، روابط حکومت با حکومتهای دیگر، روابط خود جامعه اسلامی با جوامع دیگر - تمام اینها قوانین دارد. و من نمی‌توانم که قوانین اسلام را اینجا برای شما تشریح کنم - حتی اجمالش را. ان شاء الله اگر چنانچه به شما خداوند توفیق عنایت کند و وارد اسلام بشوید، بتدریج این مسائل را هر کدام اهلش باشید خواهید فهمید.