سرِ کار هستند. این چند نفری که مجرمند و تا حالا خوردند و مال مردم را بلند کردند و حالا می‌خواهند فرار کنند، اینها هم خودشان مستقلاً این کار را نمی‌توانند بکنند. باقی می‌ماند که کار را امریکا به گردن اینها بخواهد بگذارد. این به نظر من بعید می‌آید - اینکه امریکا یک همچو کاری را بکند؛ برای اینکه کارشناسهای امریکا مطالعه این معنا را کردند ولو اینکه فهمشان خیلی کم بود! هی ذره ذره جلو رفتند و هی شکست خوردند. اینها از اول هی شاه را تقویت کردند و دنبال کردند، شاه چه و شاه چه [و] شاه چه، و حکومت نظامی گذاشتند و دیدند که حکومت نظامی، با کمال شدت حکومت نظامی عمل کرد و مردم به آن اعتنا نکردند: او اعلام می‌کرد که از دو نفر بیشتر اگر کسی بیرون بیایند چه خواهد شد، یک میلیون جمعیت بیرون آمد! قاعده هم همین است. این یک معنایی است که باید ملت ما به آن توجه کنند: آنها اگر یک روزی گفتند که اگر اهل منبر مثلاً فلان مطلب را بگویند، راجع به اسرائیل اگر حرفی بزنند چه خواهیم کرد و چه خواهیم کرد، اگر اهل منبر بخواهند این را فلج کنند - این حرف را فلج کنند، همه آنها بروند بالای منبر و بگویند، هیچ غلطی نمی‌کنند. اینها استفاده از اختلافاتْ همیشه می‌کنند. یک دسته را می‌ترسانند اینها [که‌] نروند منبر؛ یک دسته دیگری که اقلیت هستند اگر بروند منبر، آنها هم می‌بینند همه نرفتند چیزی نمی‌گویند؛ دوتا سه تا هم اگر بگویند می‌گیرند آنها را. اگر اینها بگویند که اگر دانشگاهها را ببندید ما چه خواهیم کرد، همه دانشگاهها با هم باز کنند، هیچ کاری نمی‌کنند. بله اگر اختلاف بین آنها بیندازند، با اختلافْ آنها استفاده می‌کنند. آنها بگویند که حکومت نظامی است، اگر دو نفر زیادتر با هم توی کوچه‌ها راه بروند چه خواهیم کرد و اگر شب کسی بیرون بیاید ولو یک نفر هم باشد چه خواهیم کرد، ملت ما یک میلیون جمعیت آمد بیرون! هیچ غلطی هم نکردند. شبها ماندند در خیابانها راهبندی کردند برای اینکه بمانند در خیابانها. ماندند در خیابانها. جمعیت که زیاد شد کاری نمی‌توانند بکنند. بر فرض اینکه یک کاری هم بکنند، یک کار جزئی مفتضحانه اینها می‌کنند نه اینکه یک کار عاقلانه‌ای که از آن یک نتیجه‌ای بتوانند ببرند. اینها از حکومتهای نظامی، که در دوازده تا شهر حکومت نظامی گذاشتند،