خودسری، ریشه مفاسد و بی‌قانونی
همه مصیبتهایی که در این سالها واقع شده است برای این بوده است که دستگاهها سرِخود بوده‌اند. از آن دستگاه اول گرفته، آن شخصی که به اسم شاه در این مملکت حکومت کرده، سرِ خود حکومت کرده، مقید به قوانین نبوده. وقتی که این سرِ خود حرکت کرد، کسانی هم که دنبال او هستند از او یاد می‌گیرند، اینها هم سرِ خود می‌شوند. وقتی یک مجلسی را به طور سرِخودی و بدون رعایت قوانین به وجود آوردند، نمایندگان این مجلس هم سرِخود خواهند شد، پایبندِ قوانین نخواهند شد. باید اینها خاتمه پیدا بکند اگر بخواهد مملکت ایران یک مملکتی بشود که مترقی به معنای واقعی باشد، نه اینکه لفظی و همین گفتن ترقی. معنویات یک مملکتی را باید درصدد بود که اصلاحش کرد؛ یعنی باید دست خیانت را کوتاه کرد، دست جنایات را کوتاه کرد. همه جاهایی که یک عضوی از اعضای ادارات دولتی یا دولت، عضوی از اعضای دولت تکفل می‌کنند، مردم موظفند که نظارت کنند در آن. آنهایی که می‌روند آنجا برای گرفتاریهایی که مثلاً دارند، محاکماتی که دارند، می‌روند در کلانتریها، می‌روند در نظمیه، می‌روند در - عرض می‌کنم - دادگستری و امثال اینها، خودشان باید ناظر باشند که چه می‌گذرد. و خودشان مکلفند، اگر بخواهند مملکت اصلاح بشود مکلفند که چیزهایی که گذشته است اگر خلاف بوده است، به جاهایی که برای این امر تأسیس می‌شود اطلاع بدهند تا تعقیب بشوند. اگر مدتی یک همچو جهتی پیش بیاید که یک محاکم صالحه‌ای تصرف بکند در همه امور، یعنی برسد به داد مردم، همچو نباشد که مثل حالا باشد که دادگستریها کاری به این حرفها ندارند یا نمی‌توانند داشته باشند - عرض می‌کنم - کلانتریها که بخواهند مردم را لخت بکنند، امثال اینها، اگر اینطورها باز ادامه پیدا بکند فرض کنید که آن دزد بزرگ رفت، دزد [های‌] کوچک جای او می‌نشینند و کارها را انجام می‌دهند. باید همه‌تان - همه‌مان در این امور دقت کنیم و دنبال کنیم و فداکاری بکنیم تا اینکه ان شاء الله یک مملکت صحیحی بار بیاید.
من از خدای تبارک و تعالی سلامت همه شما را می‌خواهم. و از اینکه این مدت‌