این توطئه باید جلوگیری شود. این آخرین قدمی است که این خائنین برمی‌‌دارند؛ و ما ان شاء الله این قدم را هم می‌شکنیم و پیش شما می‌آییم و آنها را به جای خودشان خواهیم نشاند.
سؤال: [چه وقت تصور می‌فرمایید که خواهید توانست به ایران بروید؟]
جواب: هر وقت که منع برداشته شود و فرودگاهها باز شود من به ایران خواهم رفت تا اگر بنا باشد خون من بریزد، در پیش رفقای خودم و همراه جوانهای ایران بریزد. و ما از این هیچ باکی نداریم و ما سرافرازی اسلام و ایران را می‌خواهیم.
- [آیا حضرت آیت الله توصیه می‌فرمایید که مردم با برداشتن سلاح، فرودگاه را برای بازگشت حضرتعالی باز کنند؟]
- عجالتاً بنا ندارم که امر به برداشتن سلاح بکنم؛ هر وقت صلاح دیدم این امر را می‌کنم و به آنها می‌فهمانم که چه باید بکنند.
- [حضرت آیت الله! تصور می‌فرمایید به یک فرودگاه کشور نزدیک به ایران مثلاً به کویت یا ترکیه و از آنجا به ایران بروید؟]
- باید مطالعه شود.
- [با توجه به اینکه بازگشت حضرت آیت الله ممکن است باعث خونریزیهای بیشتر شود، آیا باز هم حضرتعالی اصرار به بازگشت خواهید داشت؟]
- من باید پیش برادرهایم باشم.
- [آیا این آغاز یک جهاد جدیدی است؟]
- ممکن است.