هم نمی‌توانید شما دخالت کنید. حقی نیست برایتان. بنابراین سلطنت به این معنا که ارثی باشد و پشت در پشتْ سلطان باشد یک کسی، قانونی نیست و مخالف حقوق بشر است.
سلسله پهلوی، رژیمی غیر قانونی
ما فرض می‌کنیم که رضاشاهْ اول که آمد - ما غَمْضِ عین می‌کنیم از همه چیزهایی که می‌دانیم - ما فرض می‌کنیم که رضاشاه اول که آمد، مورد استقبال مردم [واقع‌] شد و همه قبولش کردند. بسیار خوب، خود رضاشاه را در پنجاه و چند سال پیش از این مردم قبول کردند؛ الآن افراد این مملکت اشخاصی هستند که غیر آن اشخاصی هستند که در آن وقت بودند. آنها در آن زمان افراد این مملکت بودند، حق داشتند که برای خودشان یک کسی را انتخاب کنند؛ لکن انتخاب پسر او را، اگر فرض کنید کردند، انتخاب پسر او را برای ما، که در این زمان زندگی می‌کنیم، حقی از برای پدران ما نبوده است که همچو انتخابی را بکنند. بنابراین ما بر فرض اینکه آمدن رضاشاه را به استقبال مردم قائل بشویم، خود او درست می‌شود لکن پسر او غیرقانونی است. در صورتی که همه می‌دانید که از اولْ این بنا در این سلسله غیرقانونی بود. از اول مجلس مؤسسانی که اینها درست کردند با زور و سرنیزه بود. از اول وکلایی که اینها ایجاد کردند با انتصاب بود نه انتخاب مردم. مردم هیچ اطلاعی از این معانی نداشتند، و اگر داشتند نمی‌توانستند نفس بکشند. بنابراین اساس این حکومت اساس ظلم بود و سلطه‌اش سلطه باطل بود. از اول سلطه باطل آنها داشتند بر کشور ما. و در عین حال که سلطه باطل بود، کارها هم همه ازروی خیانت و جنایت بود. الآن وقتی که شما مملکت خودتان را ملاحظه می‌کنید، هر جا که بروید در هر مؤسسه‌ای که دست بگذارید، یک مؤسسه خراب می‌بینید. فرهنگ شما یک فرهنگ استعماری است، یک فرهنگ صحیح نیست. ارتش تحت حمایت مستشاران امریکا و تحت تربیت آنها بود. زراعت ما را بکلی از بین بردند، صنعت ما را از بین بردند. با اسم «تمدن بزرگ» بکلی خراب کردند این مملکت را، و بازار درست کردند برای کشورهای بزرگ - خصوصاً برای امریکا. بنابراین فسادهایی که الآن در مملکت پیدا شده‌