پاریس بودیم این مسائل را تقریباً حل کردیم؛ و این مصاحبات و نوشته‌ها و اینها مسائل را بر مملکتهای خارج، ملتهای خارج، روشن کرد. کم کم به واسطه همین مسائل و به واسطه قدرتی که خداوند بر ملت ایران عطا فرمود، با قدرت ایمان و وحدت کلمه قیام کردند. و تقریباً یک سال بعد از اینکه از 15 خرداد یک قتل عامهایی شد و آنچه شد، و ما به ترکیه و به عراق تبعید شدیم، تقریباً یک قدری غفلت حاصل شد؛ لکن عواملی پیدا شد که در یک سال - قبل از یک سال و نیم تقریباً - این عوامل باعث شد که ایران به حرکت آمد. و دنبال این حرکت بود که ما از عراق شروع کردیم؛ و بعد آمدیم و رفتیم فرانسه و از آنجا تعقیب کردیم. تمام مسائل که واقع شد ما مرهون منتِ - بعد از خدای تبارک و تعالی - این ملت ایران، و خصوصاً طبقه مستمندان، نه طبقه اشراف و اعیان و بالادستها، ما مرهون آنها هستیم. آنهایی که زن و مرد، صغیر و کبیر، در هر وقت که اقتضا می‌کرد در خیابانها می‌ریختند و هیچ در مقابل مسلسلها ابا نداشتند؛ سینه‌ها را باز می‌کردند و می‌گفتند: بزن. باید بگویم که گوشت و خون غلبه کرد بر تانک و مسلسل. و این قدرت خدای تبارک و تعالی بود.
الهی بودن انقلاب اسلامی
من وقتی که مطالعه از وضعیت ایران و گسترش این مسئله واحد، مطلب واحد که یک دولتِ اسلامیِ حق می‌خواهیم، وقتی که من از گسترش این در همه بلاد، از تهران تا آخرین مرز، مرزهای ایران در هر طرف، در هر ده، در هر قریه، من مطالعه این را می‌کردم، امیدوار شدم که مسئله یک مسئله الهی است نه یک مسئله بشری. بشر نمی‌تواند، با هرچه باشد، هر قدرت بیانی داشته باشد، نمی‌تواند اینطور نفوذ بکند که از این بچه‌ای که تازه زبان باز کرده است تا آن پیرمردی که در مریضخانه خوابیده همه یک مطلب بگویند؛ همه فریاد بزنند در خیابانها، شب و روز فریاد بزنند، که ما استقلال و آزادی می‌خواهیم، رژیم سلطنتی نمی‌خواهیم و جمهوری اسلامی می‌خواهیم. من امیدوار شدم از این گسترش که این مسئله، مسئله الهی است و خدای تبارک و تعالی در این مسئله پشتیبان است و پیروز خواهیم شد.