نمی‌خورد. البته آن هم خیانت بود که نفت را بدهند اسلحه بخرند - اسلحه‌ای که به درد ما نمی‌خورد ... لکن مسئله این بود که هم عوض را آنها بردند هم معوض را! هر دو توی جیب آنها بود. آنکه باید در اینجا اگر بخواهد پایگاه درست کند و برخلاف همه موازین دنیا بخواهد پایگاه درست کند باید میلیونها، بیلیونها دلار به ما بدهد تا اجازه بدهیم که در اینجا یک پایگاه درست کند، او نفت ما را برد و پایگاه درست کرد! خیانتهای اینها اینطور بود. ما نمی‌توانیم خیانتهای اینها را بشمریم. خدای تبارک و تعالی احاطه دارد. و بعدها هم کم کم اشخاصی که مطلع بر این مسائل هستند، و بر همه مسائل هم مطلع نیستند، بعدها هم کم کم کشف خواهد شد. در هر صورت تا اینجا رسیده است. و الآن پریشانی زیادی در این مملکت به واسطه خیانتهایی که اینها کردند هست. ارتش ما را غیر ملی و متکی بر غیر تربیت کردند. اقتصاد ما را بکلی شکست دادند. و ما الآن در همه چیز محتاج [یم‌] به اینکه از خارج بیاوریم. در صورتی که مملکت ما اگر یک استانش درست کشت می‌شد، برای همه ما کفایت می‌کرد. ما صادرکننده بودیم، و امروز همه چیزها را احتیاج به خارج داریم. دامداری ما را از بین بردند. مراتع ما را، مراتع بسیار غنی ما را - که وقتی آمده بودند از طرف ملکه انگلستان، اینطور که نقل کردند، برای مطالعه آن مراتعی که بنا بود به او بدهد، گفته بودند غنی ترین مراتع دنیاست برای دامداری - این را دادند به دیگران. مراتع ما را «ملی» کردند یعنی از دست ملت گرفتند و دادند به اجانب! جنگلهای ما را «ملی» کردند و آنها را دادند به اجانب. اگر کسی بخواهد آن جنایات و خیاناتی که این سلسله کردند، و خصوصاً این دومی [محمدرضا شاه‌]، این جنایات و خیاناتی که این شخص بر ملت ما کرد بخواهد بنویسد و بگوید، طولانی خواهد بود. و من امیدوارم که مطلعین، آنهایی که اطلاع بر این مسائل دارند، و کسی نداریم که به همه مسائل مطلع باشد، آن مقداری که مطلع هستند، امیدوارم که بنویسند و بگویند تا دنیا بداند ما چه ابتلایی داشتیم. و الحمدللَّه امروز دست آنها و دست اربابهایشان کوتاه شده است، و امیدها [یشان‌] هم باید بریده شود. نباید خیال کنند که اگر چنانچه یک قدری سستی پیدا شد، ما باز خواهیم آمد. خیر در ایران دیگر سستی پیدا نمی‌شود. ملت ما بیدار است و