شما را توفیق بدهد، توفیق شهادت بدهد، توفیق عزت بدهد. شهادتْ عزت شماست. شما نترسید از هیچ چیز. شما طبقه ملت، که حقیقتِ ملت شما هستید، واقعیت ملت عبارت از همین توده است، همین کارگر و صانع و بازاری و این صنفِ اداری و کشاورز و اینها توده حقیقی ملت است، آنها که چپاولها را کردند و رفتند، از ملت ما نیستند، شما از هیچ چیز نترسید که با قدرت ایمان بر همه مشکلات ان شاء الله غلبه خواهد شد.
انهدام رژیم 2500 ساله توسط ملت
البته الآن می‌دانید که انقلاب است. و این را بدانید که در تمام انقلاباتی که از اول عالَم واقع شده است تا حالا، انقلابی به این سرعت و به این کم ضایعه‌ای نبوده است. ما شهید دادیم، بسیار هم دادیم لکن در مقابل آنها که قیام کردند و میلیونها آدم از آنها کشته شده است، خرابیها برایشان واقع شده است، ایران بحمد الله در تحت حمایت ولیّ امر - سلام الله علیه - ضایعاتش کم و عایداتش زیاد. بالاتر از این عایده چیست که یک رژیم 2500 ساله ظلم را که ریشه‌هایش در اعماق این مملکت رفته بود شما کندید در ظرفِ چند ساعت؟! البته مقدماتش طولانی بود لکن آن وقت که قیامِ حقیقی شد و آنها خواستند کودتا بکنند - کودتا می‌خواستند بکنند، این کودتا بود - شما شکستید در ظرف چندین ساعت و همه چیز را فرو ریختید. آنها هرچه داشتند، هرچه خواستند خرابی کردند؛ هرچه توانستند خرابی کردند. خرابی کردند، رفتند و مملکت ما را به باد دادند و رفتند. الآن ما یک خرابه در دستمان است. شما پنجاه و چند سال با دیکتاتوریها، با اختناقها، با بی‌ارزشی‌ای که به شما دادند، شما را هیچ حساب می‌کردند، شما پنجاه و چند سال ساختید، تحمل کردید. حالا باید باز برای ساختن تحمل کنید. گمان نکنید که ما یا دولت یا- عرض می‌کنم- قشری از دولت بتوانند، قشری از ملت بتوانند این خرابه‌ها را بسازند. این کار همه است؛ همه ملت، همه ملت مکلفند. اینهایی که گاهی یک نغمه‌ای سر می‌دهند، یک چیزی می‌گویند [که‌] «پس چه شد، چرا، چرا» اینها می‌خواهند تفرقه بیندازند. «چه شد» یعنی چه؟ بیشتر از این چه بشود؟ ملتی که تمام ابرقدرتها را با مشت‌