می‌خواهید بگوییدروی پای خودمان می‌خواهیم بایستیم، باز هم رنگ غرب؟! حالایی که می‌گوییدروی پای خودمان، باز هم «جمهوری دمکراتیک»؟! یعنی جمهوری غربی؟! مستقلیم ما؛ ما می‌خواهیم مستقل باشیم. ما اسلام است مذهبمان. ما قوانینمان قوانین اسلام است؛ قوانین غنی اسلام است. همه چیز باید متحول بشود. حضرت امیر در آن فرمایششان - که من حافظه ندارم که یادم بماند مطلب - که شما را متبدل می‌کنند، مثل اینکه از ته بالا بیاید، از بالا پایین بیاید، مثل دیگی که کفچه به آن می‌زنند که زیرش رو بشود رویش زیر بشود، (1) باید متحول بشوید- همین جور تحولی که ملت ما در ظرف مدت کمی پیدا کرد؛ یک نحو تحول معجزه آسا که یک روز از پاسبان حساب می‌بُرد، بازارهای بزرگ ما از پاسبان حساب می‌بردند، یک روز هم از شخص اول مملکت حساب نبردند! یک روز جرأت نمی‌کردند که توی خانه‌شان اسم شاه را به ناگواری ببرند، یک روز هم در خیابانها ریختند و گفتند مرگ بر این [شاه‌]! همچو متحول شد. کی این کار را کرد؟ اسلام، قوت ایمان. و الّا انسان که نمی‌تواند این کار را بکند. کار من و تو و اینها نیست که! کار اسلام است.
توجه به زاغه نشینان
متشبث بشوید به اسلام. متحول کنید خودتان را. نقطه اول این است که خود انسان متحول بشود؛ خود انسان از غربزدگی بیرون بیاید. [آیا] باید حتماً ما وزارتخانه‌هایمان آنطور تشریفات داشته باشد که هر کسی تویش برود خیال کند که در یک جایی غیر از ایران است؟! یک جای دیگری است؟! یک بساط دیگری است؟! از آنجا وقتی بیاید در این زاغه نشینان ما، که یک شب به من نوشته بودند عدد محله‌هایی که در تهران از اینها هست - چادرنشینها، این زاغه نشینها، این خانه‌های گلی خیلی خرابه - اینها را به من نوشته بودند که قریب سی تا، یا سی و چند تا محله ما در تهران داریم که از برکت «اصلاحات ارضی» مردم از محالّ خودشان کوچ کردند آمدند اینجا، با این زندگی فلاکتبار دارند