است! (1) نمی‌توانم من جز این بدانم که اینها دست نشانده دژخیمان هستند. اینها دست نشانده ابرقدرتها هستند؛ نه اینکه اینها برای حقوق بشر [فعالیت‌] می‌کنند. من توقع این را داشتم که جامعه حقوق بشر اگر راست می‌گوید و طرفدار حقوق بشر است به ما اعتراض کند که اینها را چرا نگاه داشتید؛ این دژخیمان را باید همان روز اول کشته باشید! نه اینکه آنها را ما نگاه داشتیم و در حبسها الآن هستند - و حبسهای ما هم مثل حبسهای سابق نیست؛ حبسهایی است که در آنها اشخاص به هیچ وجه مورد اهانت، حتی نیستند - اینها به ما اعتراض کنند که چرا اینها را محاکمه کردید! اصلاً معنا ندارد محاکمه مجرم؛ محاکمه مجرم یک امری است که مخالف با حقوق بشر است؟!
معدومین، مجرم و جنایتکار بودند نه متهم
حقوق بشر اقتضا می‌کند که ما آنها را همان روز اول کشته باشیم برای اینکه مجرمند، و معلوم است که اینها مجرم هستند. آنکه باید برای او وکیل گرفت، آنکه باید به ادعای او گوش کرد، او متهم است نه مجرم. اینها متهم نیستند، اینها مجرم هستند. اینها اشخاصی بودند که در خیابانها مردم را کشته‌اند، زجر دادند، و ذخایر ما را- همه را- با خیانتها از بین برده‌اند. آیا آنهایی که کشته شده‌اند در این خیابانهای شهرهای مختلف ایران، اینها بشر نبودند؟ اینها حقوق ندارند؟ ... مدعیان طرفداری از حقوق بشر نسبت به اینها که کشته شده [اند] چرا طرفداری نمی‌کنند؟ چرا به ما اشکال می‌کنند که شما چرا دژخیمان را می‌کشید؟
ما در عین حال که اینها را - همه را - مجرم می‌دانیم و باید فقط هویت اینها ثابت بشود و آنها را باید همین که هویتشان ثابت شد کشت - نصیری (2) [را] همین که هویتش ثابت‌