برداشته شد، می‌بینید که ایران هیچ محتوا نداشت. الآن هر جا دست بگذارید خالی است! زراعت ما را که از بین بردند؛ که هیچ ما دیگر نداریم مگر حالا همت کنند و به واسطه همت، حالا یک کاری بشود. و امسال، از شاید پانزده سال پیش از این می‌گویند تا حال، مثل امسال نبوده است برای اینکه یک قدری به مردم مهلت داده شده است. همه چیز ما الآن از دست رفته است. اینها با هُو و جنجال و تبلیغات، هر وقت که فرض کنید شما رادیو را باز می‌کردید تبلیغاتی بود که برای «آریامهر» بود، همه‌اش راجع به تبلیغات بود - تبلیغات پوچ: «مأموریت برای وطنم»! این را درست می‌گفت اما مأمور بود که وطن را به این حالی که الآن هست برساند و همه را انجام هم داد!
خطرناک بودن گرایش به سستی
ما اگر این وحدت کلمه و این خاصیت که عبارت از اسلامیت است که در آن همه چیز هست، اگر این را ما حفظش بکنیم، تا آخر با پیروزی هستیم و اگر - خدای نخواسته - یا اینها اخلال بکنند و ما شل بیاییم و جلویشان را نگیریم و ملت جلویشان را نگیرد، و یا خودمان خیال کنیم که پیروز هستیم و به سستی گرایش پیدا بکنیم من خوف این را دارم که- خدای نخواسته - با فرم دیگر همان مسائل را پیش بیاورند. البته با فرم شاهنشاهی دیگر نمی‌گویند برای اینکه این شکست خورده است؛ این را می‌دانند که قابل عمل نیست، یک فرم دیگری رویش می‌گذارند. بلدند آنها، مطالعات دارند. اگر ما ایستادگی کنیم و قدرتی که الآن در دستمان است - که قدرت ملت است - حفظ کنیم، وحدت کلمه را حفظ کنیم، همه پیروز خواهیم شد و اگر - خدای نخواسته - این حفظ نشود خوف این مطلب هست که دوباره ما را برگردانند به آن حال و اگر - خدای نخواسته - ما را شکست بدهند - این دفعه اینها لمس کرده‌اند وحدت ایران را و قدرت اسلام را لمس کرده‌اند؛ پیشتر می‌گفتند احتمال را می‌دهیم، علم بود پیشتر؛ حالا لمس است، لمس کرده‌اند که ایران با قدرت اسلام و وحدت کلمه پیش برد - قطع می‌کنند همه چیز ما را. این دفعه دیگر قطع می‌کنند همه قدرتها را! نه روشنفکر می‌گذارند در عالم بماند و در ایران بماند و نه‌