ارضی» فاسد کردند کشاورزی ما را، و بازار درست کردند برای اربابهای خودشان. به اسم «تمدن» و «ترقی» ما را به عقب بردند؛ فرهنگ ما را عقب راندند. تمام اوضاع ایران را خراب کردند، جز قبرستانها را که آباد شد! یعنی قبرستانهای ما که عددش چند بود، عدد زیادتر پیدا کرد، آباد شد؛ اما اوضاع مملکتمان همه خراب شد. اینها اگر به نصیحت روحانیون گوش بدهند و آنچه که صلاح ملت است ما به آنها می‌گوییم آنها هم انقیاد کنند، دیگر این اوضاع پیش نمی‌آید. نه دیگر قبرستانهای ما دوباره آبادتر می‌شود و نه مملکت خرابتر؛ نه خون عزیزهای ما می‌ریزد نه مادرهای جوان مرده به عزا می‌نشینند. من نصیحت می‌کنم این دولت و ارتش را به اینکه شما دست بردارید از این لجاجت. شما خاضع بشوید به رأی ملت. رأی ملت این است که می‌بینید. ملت عبارت از مرکز تا آخر - هر جا که اسمش ایران است. شما در یک دهِ بروید و ببینید که دهی دارید که این صداها در آن نباشد؟ یک شهری پیدا می‌کنید که فریادشان بلند نباشد که ما استقلال و آزادی و حکومت اسلامی می‌خواهیم و ما این رژیم را نمی‌خواهیم؟
دولت شرعی و واجب الاتّباع
احترام به رأی ملت بگذارید. احترام به آرای علمای اسلام بگذارید. احترام به آرای اقشار مختلفه ملت بگذارید. زیادتر از این مردم را به خاک و خون نکشید. ما دولت را تعیین کردیم؛ هم به حَسَب قانون ما حق داریم و هم به حسب شرع حق داریم. ما به حَسَب ولایت شرعی که داریم و به حسب آرای ملت که ما را قبول کرده است، آقای مهندس بازرگان را مأمور کردیم که دولت تشکیل بدهد، دولت موقت؛ برای اینکه آرای ملت را با رفراندم راجع به رژیم استفسار کند؛ ولو اینکه من احتیاج به این نمی‌دیدم برای اینکه آرای ملت این همه گفته شده است و فریاد کرده‌اند؛ اینقدر فریاد اینکه ما حکومت اسلامی می‌خواهیم و ما رژیم شاهنشاهی را نمی‌خواهیم. دیگر احتیاج نیست لکن برای اینکه بهانه‌ها تمام بشود و ثابت بشود به اینکه مطلب اینطور است؛ ملت ایران مُسلم است، ملت ایران یک رژیمی که برخلاف اسلام است نمی‌خواهد، ملت اسلام حکم اسلام را