سخنرانی در جمع پزشکان و پرستاران قم (تلاش برای ایجاد تمدن الهی)
  •   سخنرانی
    زمان: ساعت 30: 11 صبح 16 اسفند 1357 / 8 ربیع الثانی 1399
    مکان: قم
    موضوع: وضعیت ایران در رژیم شاه - تلاش برای ایجاد تمدن صحیح
    حضار: جمعی از پزشکان و پرستاران
    اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
    بسم الله الرحمن الرحیم
    تشکر از پزشکان و پرستاران
    شما آقایان بهتر می‌دانید که به ملت ما چه گذشت. شما که در بیمارستانها بودید و کفیل حال مجروحین و مصدومین و قَتْلی (1) بودید، بهتر از ما اطلاع دارید. می‌دانید که اینها با اسم ترقی چه کردند با مملکت ما و با اسم تمدن چطور ما را عقب راندند؛ نیروی انسانی ما را هدر دادند [و] تمام شئون ملی ما را به شکست دادند.
    من از شما آقایان که در این اوقات سختی، با بیماران که از خودتان بودند - همه از خودمان بودند - با این مجروحین و مصدومین همراهی کردید، زحمت کشیدید، من از همه شما متشکرم. و امیدوارم که خداوند از همه شما راضی باشد. شما در این موقع از زمان از جندالله بودید؛ برای خدا انجام این وظایف را کردید. من از بانوان شما و از آقایان، از همه تشکر می‌کنم. خداوند همه شما را عزت و سلامت و سعادت بدهد؛ آزادی بدهد.
    مأموریت شاه برای ایران
    ما در این پنجاه و چند سال‌روی آزادی را ندیدیم. شما جوانها یادتان نیست که در زمان رضاخان چه گذشت بر این ملت. من از اول تا حالا شاهد قضایا بودم؛ من همه تلخیهایی که از زمان این پدر و این پسر گذشته است بر ملت ما، آن تلخیها را چشیده‌ام. و

  • شما آقایان همین زمان این [شاه‌] را. و شاید اخیرْ زمانِ او را بعضی‌تان مطلع شدید و دیدید چه کردند اینها با ما. او را انگلیسها آوردند و مأمور کردند، این را متفقین - به حَسَب آنطوری که خودش در کتاب نوشت و بعد شنیدم که آن جمله را برداشتند (1) - خودش در کتاب نوشت که متفقین که آمدند اینجا، صلاح دیدند که من باشم! «مأموریت» برای وطن داشت! راست می‌گوید اما مأموریت داشت که این وطن را به شکست برساند، به عقب برگرداند. مأموریت داشت که اقتصاد ما را فلج کند. مأموریت داشت که دانشگاه‌های ما را نگذارد عمل بکنند. مأموریت داشت که زراعت ما را و کشاورزی ما را بکلی ساقط کند. مأموریتها را هم خوب انجام داد! مأموریت داشت که همه خزاین ما و مخازن ما را به رایگان بلکه بدتر از رایگان - آنکه به امریکا داد نه اینکه رایگان بود بلکه عوضش پایگاه برای آنها درست کرد! نفت داد و پایگاه برای خود امریکایی‌ها در ایران عوض نفت درست کرد - یعنی هم عوض به جیب آنها رفت، هم مُعوَّض به جیب آنها رفت؛ مأموریت را خوب انجام داد! آنها هم خیلی پشتیبانیها را کردند (2) چه تهدیدها کردند؛ چیزها گفتند.
    نیروی ایمان مردم منشأ فروپاشی کاخها
    لکن ملت بحمد الله ایستاد و با اینکه هیچ دستش نبود، قوّت ایمان داشت. یعنی یک نهضت اسلامی بود؛ همه با اسم اسلام جلو می‌رفتند. چون با اسم اسلام بود و با ایمان به خدا بود، بر همه قدرتهای بزرگ، ابرقدرتها غلبه کردند و آن دستگاه بزرگ را فرو ریختند. با دست خالی توپها و تانکها و همه را شکست دادند و کاخها را فرو ریختند. و حالا او را امریکایی‌ها هم قبولش ندارند! آن رفیق شفیقش - ملک حسن (3) - هم می‌گوید که من این را به عنوان یک آدم عادی می‌پذیرم. ملک حسینش (4) هم مثل ملک حسنش!

  • همه به او پشت کردند و خدای تبارک و تعالی از او انتقام خواهد کشید.
    انتقام الهی در انتظار شاه
    انتقام اینطور مجرمها را ما نمی‌توانیم بکشیم برای اینکه کسی که یک نفر را بکشد، یک جان را از بین ببرد، جان او هم به اندازه اوست ... او [را] به اندازه یک نفر که کشته شد ما قصاص می‌توانیم بکنیم. کسی که صدها هزار نفر را به کشتن داده است، کسی که صدها هزار نفر را به زجر در زندانها و در بیغوله‌ها جای داده است، جز اینکه در یک عالَم دیگری که ابدی است برای هر یک از اینها یک حسابی باز می‌شود [چاره دیگری ندارد]؛ و اینجا قدرت نیست برای این کار. ما یک نفر را می‌کشیم به جای یک نفر. جان اشخاص، فرق مابین شاهش و گدایش و مجرمش و غیر مجرمش فرقی نیست بلکه جانهای اینها شریفتر از اوست. ما نمی‌توانیم، بشر نمی‌تواند این مجرمهای بالذّات را ازشان انتقام بکشد برای اینکه آخرش هرچه زجر بکند، یک نفر را زجر کرده؛ و این یک نفر، هزاران نفر را. ما چطور می‌توانیم؟ یک نفر در مقابل یک نفر ما می‌کشیم؛ این هزاران نفر را کشته است، هزار دفعه که نمی‌توانیم بکشیم. لکن آنجایی که خداوند بخواهد انتقام بکِشد، می‌کُشد، زنده می‌کند، می‌کُشد، زنده می‌کند. برای هر یک از اینها شکنجه می‌دهد. چه شکنجه‌ای! شکنجه‌هایی غیر از اینکه در اینجاست. انتقام را خدای تبارک و تعالی ان شاء الله می‌کِشد از اینها.
    همه با هم به سوی یک تمدن صحیح الهی
    من تکرار می‌کنم اینکه شما آقایان که در این مدت زحمت کشیدید پیش خدای تبارک و تعالی مأجور هستید. اینکه برای خدا باشد جایی نمی‌رود، هست، محفوظ است برای شما. هرچه که برای خدا باشد منسی (1) نخواهد شد؛ محفوظ خواهد بود. برای خدا کار بکنید؛ از حالا به بعد هم برای خدا، برای سازندگی یک مملکتی که خراب است.

  • همه چیزمان خراب و درهم و برهم [است‌]. و همه باید با هم با یکصدا این نهضت را نگذارید که به سستی بکشد، حفظ کنید. همه مکلفیم که حفظ کنیم این را. با این نهضت اسلامی ما تا اینجا آمدیم و قدرتها را عقب زدیم؛ با این نهضت اسلامی باید سازندگی کنیم از حالا به بعد. یعنی همه با هم، همه با هم به جلو برویم. همه با هم به [سوی‌] یک تمدن صحیح، نه «تمدن محمدرضایی»! تمدن الهی، تمدن رسول اللهی: آنکه همه اقشار بشر را، سیاه و سفیدش را هیچ فرق نمی‌گذارد مگر اینکه به تقوا: إِنَّ أَکرَمَکمْ عِندَاللهِ أَتْقیکمْ (1). میزانْ تقوا است، میزان انسانیت است.
    خداوند همه شما را تأیید کند. و همه با هم ان شاء الله این راه را طی بکنید. و همه با هم ان شاء الله به بهشت اعلی بروید.
    والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته