می‌دانند؛ این رمز پیروزی است. آنها که مادی هستند و ما دیگر، آنها هرگز شهادت را نمی خواهند ولی جوانان ما شهادت را سعادتِ خودشان می‌دانند، اول راحتِ خودشان می‌دانند. این رمز پیروزی بود. آنها که گمان کردند می‌توانند در این برهه از زمان بین جوانان من، بین جوانان ما، بین عزیزان ما اختلاف بیندازند در اشتباهند. جوانان ما همه به اسلام متوجهند؛ همه با ایمان راسخ به پیش می‌روند.
همه با هم در راه سازندگی
ما قدمهای بعدی خیلی داریم. باید همه با هم - همه اقشار با هم - این خرابه‌ای که برای ما گذاشته‌اند آباد کنیم. این بدبختها ایران را خراب کردند؛ به اسم «تمدن بزرگ» تمام آثار تمدن را از ایران کنار زدند؛ با اسم «اصلاحات ارضی» کشاورزی ما را از بین بردند؛ فرهنگ ما را از بین بردند؛ ارتش ما را وابسته کردند؛ ملت ما را ضعیف کردند؛ تمام مخازن ما را بردند و در خارج برای خودشان پارکها درست کردند؛ و ان شاء الله از آنها پس می‌گیریم.
این خائنین، یک مملکت آشفته، یک مملکت خراب برای ما گذاشتند؛ مملکتی که کارگرش فقیر، کشاورزش فقیر، کاسبش فقیر؛ مملکتی که در حومه تهران، متصل به تهران، خودِ تهران محله‌های «زاغه نشین» دارد، بدبخت دارد؛ اینها را برای ما گذاشتند.
کسی نمی‌تواند ایران را به تنهایی، قشری نمی‌تواند به تنهایی، این خرابه را آباد کند. دولت نمی‌تواند، روحانیت نمی‌تواند، بازاری نمی‌تواند، دهقان نمی‌تواند، کارگر، کارمند نمی‌توانند لکن «همه» می‌توانند؛ همه با هم: یَدُ اللهِ مَعَ الجَمَاعة (1)؛ جماعتها وقتی که با هم شدند کارها انجام می‌گیرد. دیدید که با وحدت کلمه و اجتماع و اتکال به خدا این سد بزرگ را شکستید؛ الآن هم با اتکال به خدا و وحدت کلمه این خرابه را باید آباد کنید.
شما که در مرزها هستید، در گمرکات هستید، به حد خودتان باید عمل کنید و آنها که در مراکز هستند به مقدار خودشان؛ نه شما باید انتظار داشته باشید که یک قشر - دولت -