نقشه‌های زیادی درآوردند نشان دادند، که ما در همه اقشار مملکت می‌خواهیم راهسازی بکنیم، و شروع می‌کنیم. من سفارش کردم که روستاها و جاهای دوردست زودتر باید شروع بشود و قبل از جاهای دیگر. آنها هم همین مطلب را قبول کردند. راجع به کارگر، اینها مشغولند برای اینکه کار درست کنند، و کارگر را به کار وادارند و - عرض می‌کنم که - این قشر را هم به کار وادارند. وقتی که به کار وادار شدند، هم برای خودشان خوب است، هم مملکت راه می‌افتد؛ لکن یک صبر انقلابی شما لازم دارید و ما. ما همه بدبختی داریم؛ لکن باید یک قدری صبر بکنیم، یک قدری تحمل بکنیم. این را حمل نکنید به اینکه یک قشری را بر قشر دیگر مقدم می‌داریم. و خدا می‌داند که اسلام و آنی که ما می‌خواهیم - و همه‌مان تابع اسلامیم - بین هیچ یک فرقی نمی‌گذارند؛ همه حقوق را ملاحظه می‌کنند. مسلمین همه ید واحده هستند. مسلمین همه برادر هستند. اینکه مسلمین یک طایفه‌شان به طایفه دیگر مقدّم باشد، اینها نیست در کار. حقوق همه، همه مسلمین، بلکه هرکس که در مملکت اسلامی زندگی می‌کند، یک حقوقی دارد؛ اسلام به آن حقوق می‌رسد. این اقلیتهای مذهبی، از قبیل زرتشتی، از قبیل یهودی، از قبیل نصارا، که در ایران گروه‌های فراوانی هستند، اینها را هم اسلام برایشان احترام قائل است؛ می‌خواهد که اینها هم به حقوق خودشان برسند. اما توهّم این معنا نشود؛ و من احتمال می‌دهم که خدای نخواسته باز یک دستهایی در کار باشد که پیش برادرهای کُرد ما بروند بگویند که ببینید دولت اسلامی شد و کاری نشد؛ پیش برادرهای بلوچ ما بروند همین حرف را بزنند، پیش برادرهای بختیاری ما بروند همین حرف را بزنند، پیش قشقاییها بروند همین حرف را بزنند؛ برای اینکه یک آشوبی باشد؛ آرامش نباشد که ما مملکتمان را به طور عاقلانه و به طور عدالت اداره کنیم. اینهایی که می‌آیند و این حرف را می‌زنند، اینها قصد این ندارند که اصلاح بشود؛ اینها قصد افساد دارند. خود شما هم می‌دانید که اینها می‌خواهند فساد بکنند. الآن هم تذکر دادید که مفسدین هستند که این کار را می‌کنند. باید یک قدری صبر کرد، ملاحظه کرد.
ببینید که دولت برای یک جایی کاری کرده که برای شما نکرده؟ یک جایی را آباد