مستمند را به نوایی برسانند؛ بلکه مقصد این بود که ایران را بازاری کنند برای امریکا؛ و کشاورزی ایران را تباه کنند تا ایران محتاج بشود به امریکا در همه چیز، که الآن باز این احتیاج به خارج هست. صحبت از «اصلاحات ارضی» بود، لکن فهمیدیم که به فساد کشیدند مملکت را.
اسارت به نام آزادی
یا مثلاً آزادی برای قشرها، برای زنها، برای مردها. «آزادزنان، آزادمردان»! ما و شما همه دیدید که در زمان این پدر و پسر آن اختناقی بود که شاید در طول تاریخ ایران سابقه نداشت. نه مرد آزاد بود، و نه زن. همه در اختناق بودند؛ همه در رنج بودند. یک روز جشنها بر پا می‌شد که ما کاپیتولاسیون را لغو کردیم! - زمان رضا خان - یک روز حرفها زده می‌شد و در روزنامه‌ها، در نطقها، برای اینکه مملکت پیش رفته است؛ یکوقتی همان معنا را باز برقرار می‌کردند و مصونیت می‌دادند به امریکایی‌ها! (1) این تابع این بود که قدرتمند چه بکند. هر چه آن قشر قدرتمند یک کاری می‌کرد، دیگران دنبال او هیاهو می‌کردند؛ در مجلسِ دست نشانده هیاهو می‌شد و مداحی می‌شد.
از جمله چیزهایی که در زمان رضا خان به تبع آتاترک (2) انجام گرفت، یکی اتحاد شکل بود؛ و یکی کشف حجاب. آن وقت این اتحاد شکل و این کشف حجاب را در بوق و سرنا، بلندگوهای آنها چه تعریفهایی کردند، چه مداحیهایی کردند؛ از آخوند، که مخالف با این مسائل بود، چه تکذیبهایی کردند؛ چه شعرهایی گفتند. شاید شعرهایش را بعضی‌اش را شنیده باشید. چه شعرهای هجوی می‌گفتند، که گفتنی نیست. بعد دیدیم که قضیه کشف حجاب، قضیه‌ای نبود که اینها بخواهند برای خانمها خدمت بکنند، اینها می‌خواستند که این طبقه [را] هم با زور و با فشار نابود کنند. آن مآثری که اینها دارند، آن خدمتهایی که این قشر می‌توانند به ملت بکنند، آن خدمتهای ارزنده‌ای که بانوان ما