پیش آوردند و چه بسا خود آنها این مسئله را می‌خواستند بشود و خود آنها مثلاً فلان را گرفتند و خود آنها خواستند [سر و صدا] بشود، بعدش هم هیاهو کردند و ... صاحبکار همچو هیاهویی نکرده، آنها شروع کردند هیاهو کردن!
در هر صورت، اینکه راجع به کمیته‌ها هیاهو می‌کنند، این امر تازه‌ای نیست. اینها بساطشان و اساس مسائلشان این است، یعنی تزشان این است که بکوبند هر چیزی را، هر نقطه‌ای را که می‌خواهد برای این ملت یک کاری بکند. من عرض کردم شاهد بزرگی بر اینکه اینها حسن نظر ندارند و سوء نیت دارند جلوگیری از رفراندم بود. رفراندم را می‌توانند بگویند ملی نبود؟! می‌توانند بگویند که دست داشت، دولتی در کار بود که دستی رویش داشته باشد؟! می‌توانند بگویند ... عناصری در اینجا مخرب بوده‌اند!؟ نمی‌توانند این را بگویند. اینکه دیگر حرفی نبود که. کسی نمی‌تواند این حرف را بزند؛ لکن آنها با تمام قوا کوشیدند به اینکه جلوگیری بکنند. هر جا توانستند بعضی از صندوقها را آتش زدند، بعضی مردم را اذیت کردند مانع شدند از اینکه [رأی داده‌] بشود. تحریم کردند. خوب، این دلیل بر این است که اینها نمی‌خواهند ما یک وضع خاص و یک وضعی- نمی‌خواهند این انقلاب به ثمر برسد؛ اینها می‌دانند، خارجیها لمس کردند مطلب را.
تبلیغات علیه روحانیت
سابقاً یک مطلبی بود که علمی بود که اگر اجتماع کنند مردم با هم، اگر یک ملتی با هم مجتَمع بشود، نمی‌شود جلویشان را بگیرند. روی آن مسئله علمی‌ای که داشتند آنها و دید سیاسی که داشتند، نمی‌گذاشتند اقشار با هم نزدیک بشوند. ماها را از دانشگاهیها همچو دور کردند که ماها آنها را تکفیر می‌کردیم، آنها ما را تحمیق می‌کردند. آنها می‌گفتند این دسته - عرض می‌کنم که - عمال دربار هستند، آخوند یعنی درباری، آخوند یعنی انگلیسی! من خودم با آقای حائری - و آن آقای حائری [اشاره به یکی از