اخیر دردهایی کشیدیم، ملت ما رنجهایی کشیده است که تاریخ سراغ ندارد. من از اول کودتای رضاخان شاهد مسائل بودم، و شاید بین شما کمی باشند که آن زمان را یاد داشته باشند. من رنجهایی که به این ملت از دست ناپاک این مرد وارد شد و اهانتهایی که به مقدسات ملت و اسلام وارد شد و ظلمهایی که بخصوص [به‌] بانوان محترمه ما وارد شد، همه را شاهد بودم؛ می‌دیدم. شاهد بودم که با روحانیون چه کردند، شاهد بودم که دو روحانی بزرگ آذربایجان را، مرحوم حاج میرصادق آقا و مرحوم انگجی را، تبعید کردند. شاید سقز بود که ایشان را تبعید کردند. شاهد بودم که علمای خراسان را دسته جمعی گرفتند و به تهران آوردند و به حبس کشیدند. شاهد بودم که علمای بزرگ اصفهان قیام کردند، و بسیاری از علمای بلاد دیگر تبعیت کردند و در قم مجتمع شدند برای مخالفت با این مرد خائن. لکن قدرت با آنها بود، و شکستند قدرت اینها را؛ نگذاشتند به ثمر برسد. من شاهد گرفتاریهایی که برای قشر روحانی در طول مدت حکومت رضاخان بود، گرفتاریهایی که حاصل شد، من خودم شاهد بودم و شریک بودم در آن گرفتاریها. و شما و ما شاهد خیانتها و جنایتهای این پسر بدتر از پدر بودیم. شما ملت شاهد همه این مصیبتها و جنایتها و خیانتها بودید. و شما ملت به خواست خدای تبارک و تعالی قیام کردید، قیام مردانه، قیام همه جانبه، قیام برای خدا. اگر قیام برای خدا باشد و برای اسلام و برای دین باشد، هیچ وقت شکست ندارد. پیشبرد شما برای همین وحدت کلمه و قیام برای خدای تبارک و تعالی و خواستار بودن جمهوری اسلامی شد. شما تا اینجا رساندید نهضت را، و از این به بعد باید دنبال کنید.
درآرزوی ایرانی آباد و آزاد
ما تاکنون به آن آرزوهایی که داریم نرسیدیم. به بعض از آنها رسیدیم. آرزوهایی که رسیدیم بسیار بزرگ بود و ارجمند و ارزشدار. سقوط سلطنت جائرانه و قطع ایادی کفار، اجانب؛ بزرگترین چیزی که در تاریخ نظیر نداشت. بالاتر چیزی که تصور آن را نمی کردند، ما به این مرز رسیدیم، و اگر در بین شما خائنانی آمدند و گفتند «چه شد»،