برخلاف قواعد اسلام با برادرانتان و با اشخاصی که خیال می‌کنید که اینها مثلاً چه هستند رفتار نکنید؛ نظم داشته باشد. هر اجتماعی با انتظامات می‌تواند رشد بکند. مثلاً اگر بنا باشد که نظامیها آن وضع نظامشان از دست برود، نمی‌توانند کاری انجام بدهند. اگر پایین دستها از آن بالادستها اطاعت نکنند آشفته می‌شود؛ انسجام پیدا نمی‌کند. اگر بنا باشد که مثلاً پاسدارها برای خودشان یک سرپرستی که اطاعت از آن بکنند نباشد ... یا از مرکزی که باید اطاعت کنند اطاعت نکنند و همین طور خودشان هر کاری دلشان می‌خواهد بکنند این تفرقه حاصل می‌شود، این همان است که پاسدارها را و هر قوای اجتماعی را به تفرقه می‌کشد. مجتمع وقتی که روی یک نظام حرکت بکند کارها را از پیش می‌برد. وقتی متفرق بشود، یکی از این طرف بکشد، یکی از آن طرف بکشد، این تفرقه حاصل می‌شود؛ تفرقه که حاصل شد، (1) نمی‌توانند کار انجام بدهند. شما برای خدا تا حالا کار را رساندید به اینجا و برای خدا از این به بعد هم با هم باشید. باید نظام باشد؛ یک اطاعت. مورد اطاعت اشخاصی که مثلاً بزرگترند یا قرار داده شده‌اند برای شما مثلاً [فرمانده‌]. اطاعت باید باشد تا نظم پیدا بشود.
و از چیزهایی که می‌خواهم به شما عرض بکنم این است که آنطور نباشد که اگر فرض کنیم یک نفر آدم در شهربانی، یک نفرآدم در ژاندارمری، یک نفر آدم در ارتش [را] گناهکار تشخیص دادید، خودتان بروید سراغش و بکِشید ببرید. این موجب این می‌شود که شهربانی تضعیف بشود؛ ژاندارمری تضعیف بشود؛ ارتش تضعیف بشود؛ روحیه‌شان را از دست بدهند. این برای شما مضر است؛ برای کشور شما مضر است؛ برای اسلام شما مضر است. اگر چنانچه تشخیص داده شد به اینکه فلان آدم جنایتکار است، روی این ترتیب [باشد] که رجوع به صاحب منصبهای خود آنها [شود]، که این را مثلاً به فلان جا تحویل بدهید. اما خودتان بخواهید بروید و از پشت میز یک نفری را بکشید ببرید، این اسباب تضعیف می‌شود؛ این خلاف قواعد اسلام است. باید ملاحظه بکنید.