سلام الله علیه - شکست نبود چون قیامْ للَّه بود، قیامِ للَّه شکست ندارد.
خدای تبارک و تعالی می‌فرماید: فقط یک موعظه - همه موعظه‌ها را حالا. یک موعظه - من دارم. پیغمبر اکرمْ واسطه، خدا واعظ، ملت مُتَّعِظ. من فقط یک موعظه - بیشتر از یک موعظه ندارم. إنّما أعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ أنْ تَقُومُوا للَّه اینکه برای خدا قیام کنید؛ وقتی که دیدید که دین خدا در معرض خطر است، برای خدا قیام کنید. امیر المؤمنین می‌دید که دین خدا در خطر است، معاویه دارد وارونه می‌کند دین خدا را، برای خدا قیام کرد. سید الشهدا هم همین طور برای خدا قیام کرد. هر وقت دیدید - این یک مطلبی است که برای یک وقت نیست؛ موعظه خدا همیشگی است - هر وقت دیدید که بر ضد اسلام، بر ضد رژیم انسانی - اسلامی - الهی خواستند که قیام کنند، خواستند وارونه کنند مسائل اسلام را، به اسم اسلامْ اسلام را بکوبند، اینجا للَّه باید قیام کرد. و نترسید از اینکه شاید نتوانیم، شاید شکست بخوریم؛ شکست تویش نیست.
من در پاریس که بودم بعضی خیراندیش‌ها می‌گفتند که نمی‌شود دیگر! وقتی که نمی‌شود باید چه کرد؟ باید یک قدری [...] گفتم ما تکلیف شرعی داریم عمل می‌کنیم و مقید به این نیستیم که پیش ببریم. برای اینکه آن را ما نمی‌دانیم، قدرتش را هم الآن نداریم اما تکلیف داریم. ما تکلیف شرعی خودمان را عمل می‌کنیم. من اینطور تشخیص دادم که باید این کار را بکنیم. اگر پیش بردیم، هم به تکلیف شرعی عمل کرده ایم هم رسیده ایم به مقصد. اگر پیش نبردیم، به تکلیف شرعی‌مان عمل کرده ایم. نتوانستیم، حضرت امیر هم نتوانست؛ تکلیف را عمل کرد ولی در مقابلش ایستادند؛ اصحاب خودش ایستادند در مقابلش، نتوانست. این چیزی نیست. خوب، ما به اندازه قدرتمان می‌توانیم کار بکنیم. وقتی که ما دیدیم که- یا شما دیدید که- یک رژیمی اسلام را دارد وارونه می‌کند، به اسم عدالت اسلامی دارد ظلم را ترویج می‌کند، می‌خواهد اسلام را اینجوری معرفی کند؛ یکوقت می‌ایستد می‌گوید من کاری به اسلام ندارم، این سبکتر است تکلیف برای انسان. یکوقت یک کسی قرآن طبع می‌کند و زیارت سید الشهدا، حضرت رضا - سلام الله علیه - می‌رود و در ملأ عام نماز می‌خواند و حرفهایش هم این‌