جامعه زنده و صدای آن
در چند روز پیش از این، چند وقت پیش از این، یک جمعیتی از خارج آمد، که گمانم این است که از امریکا بود، آمده بودند برای جهاد سازندگی از امریکا. جوانها پا می‌شوند می‌آیند اینجا برای اینکه بروند با این رعیتهای خودشان و این جمعیت و مستمندانی که هستند کمک کنند. من به آنها گفتم که اگرچه شما از باب اینکه خوب، ورزیده در کار درو و این کارها نیستید، کار هم از شما مثل رعیتها نمی‌آید، لکن این کار شما اینقدر ارزنده است که وقتی این کشاورزها و زارعها دیدند که از امریکا یک دسته‌ای آمدند که کمک کنند، همدرد با آنها باشند، قدرت آنها چند برابر می‌شود. شما قدرت می‌دهید به آن جمعیتی که می‌روید آنجا کار بکنید. این خانمهایی که از راه‌های دور پا شده‌اند و رفته‌اند به مرکزی که همه جور خطر هست، این کار یک قدرت می‌دهد به جامعه؛ جامعه را زنده می‌کند. این خانمهایی که از جاهای دور آمدند اینجا می‌گویند ما همه طور حاضریم برای فداکاری؛ مثل همه شما که این مطلب را می‌گویید؛ این صدا از یک جامعه زنده بلند می‌شود. این جامعه قبل از اینها اینطور نبود. شما هیچ کدام حاضر نبودید که در زمان طاغوت یک قدم بردارید که احتمال بدهید یک دردسری ایجاد می‌کند. هیچ حاضر نبودید. و اینها هم حاضر نبودند که اگر در طاغوت یک جنگی واقع می‌شود، اینها بروند و عرضه کنند خودشان را کمک کنند. و آنها هم حاضر نبودند خودشان را عرضه کنند به طاغوت و بگویند چه.
بهترین حالات، خدمت به خدا و بندگان او
این یک معنایی است که شما همه اسلام را می‌دانید که برای همه است؛ و اسلام یک رژیمی است یک حکومتی است عادلانه، الهی، از این جهت برای خدا کار می‌کنید. این کارها کارهایی است که برای خداست. و این تحول هم تحولی است که به دست خدا انجام گرفته. هیچ کس نمی‌تواند قلوب را برگرداند از حالی به حالی. «مقلب القلوب» خدای تبارک و تعالی است؛ «محول الاحوال» خدای تبارک و تعالی است. و بحمدالله‌