انجام بگیرد که مورد خطری برای ما باشد. هیچ دیگر خطری در کار نیست.
نهراسیدن ملت از مسائل ناگوار
ایران بحمدالله از خطر دور است، این تحولی که در ملت پیدا شده که زنها ریختند در خیابانها و پیشدستی کردند بر مردها و مردها را تشجیع کردند و این قدرت را در هم شکستند. یک ملتی که چنین زنهایی دارد و چنین جوانهایی دارد از چی بترسد؟ خوفی در کار نیست. اگر آن سابق و آن سستیها بود و آن سردیها بود، خوف بود و خطر؛ اما با وضعی که فعلاً ایران دارد که یک شخصی، شخصیتی، یک نفر مجاهد (1) که از دستش می‌رود یک چنین انقلاب دامنه داری، یک چنین انفجاری در آن پیدا می‌شود، یک ملت زنده‌ای است که دیگر ترس ندارد. از این هم که مثلاً آن فرد از دست ما رفته است، با اینکه بسیار ناگوار بود، لکن خوفی نیست در کار. خود ملت دیگر کارهایش را دارد انجام می‌دهد. دیگر نه من مطرح هستم، و نه هیچکس. خود ملت مطرح هست؛ و خود ملت پیش می‌برد.
انتخابات مجلس و ریاست جمهوری
و من از خدای تبارک و تعالی می‌خواهم که این روحیه قوی شما و این قلب پر ایمان شما، که خدای تبارک و تعالی به شما اعطا کرده است، محفوظ بماند. و همه شما دست به هم بدهید اختلافات را کنار بگذارید، مناقشات کمتر بکنید، تا اینکه این نهضت تا آن قدم آخرش، که عجالتاً در مراحل اوّلی مجلس شورای ملی و رئیس جمهور و اینها درست بشوند. همه این آشفتگیها را مجلس شورا، که مجلس خودتان است [پایان می‌دهد] باید کوشش کنید که خودتان انتخاب کنید. افرادی که متعهد هستند، متدین هستند، ملی هستند، چپ و راستی نیستند، اینها را تعیین کنید. و ان شاء الله. وقتی مجلس شورای ملی یک همچو مجلسی شد که از خودتان بود و افراد خودتان در آن بود و به اختیار خودتان بود، هیچ خوفی دیگر برای ما نیست ان شاء الله.