کردید یک امپراتوری 2500 ساله را، و این ایمان بود که این کار را کرد و این اسلام بود که این کار را کرد، اینجا را هم می‌توانید.
الآن مملکت دست خودتان است. خودتان می‌توانید اداره‌اش بکنید؛ به شرط اینکه الآن که یک اصول [و] مسائل در دست است، یعنی قانون اساسی الآن بناست درست بشود، باید رأی داده بشود به آن، باید بعدش مجلس شورای ملی درست بشود، رفراندم درست بشود.
الآن که این اصول در دست است، شیاطین دنبال این هستند که هر کسی را وادار کنند که اشکالاتی درست بکنند. به اشکالات توجهش می‌دهند. می‌روند پیش مثلاً دهقانها می‌گویند که ... حالا هم جمهوری اسلام شد، خوب، برای شما کاری نکردند. مثل اینکه همچو که گفتند جمهوری اسلامی، این خرابیها یکدفعه خودرو سبز می‌کند! یا بیایند به پاسدارها بگویند خوب، حالا جمهوری اسلامی است؛ خوب، الآن این چیزهای مختلفی که اینجا [ست‌] از اشخاص بدی که هستند؛ انتصابات بدی که هست؛ انتخابات بدی که هست؛ و ... همه را متوجه کنند به یک چیزهایی که غیر آن مسئله‌ای است که الآن ما باید دنبالش برویم. این نظیر این می‌ماند که آن روزی که شما همه با هم داشتید الله اکبر می‌گفتید و می‌خواستید بشکنید این سد را. بیایند به شما بگویند که مثلاً اداره فلان، رئیسش چه جوری است. حالا وقت این حرف نیست. حالا وقت این است که ما برویم و بشکنیم. حالا هم همین است. الآن وقت این است که نه این خانمها به اشکالات خودشان و داخلی خودشان توجه کنند؛ و نه شما برادرها به اشکالات خودتان و داخلی خودتان توجه کنید؛ و نه من و نه آقا و نه دیگران. الآن تا این اصول مستقر نشده [...] یعنی ما یک مملکتی می‌خواهیم تا باشد، آن وقت بگوییم که پاسدارش کی و ملّایش کی و بانوانش کی و چه. الآن وقت این است که ما می‌خواهیم این مملکت را مستقلش، آزادش، قانون اسلامش، همه چیزها درست بشود. وقتی که تا دو - سه ماه دیگر ان شاء الله این مطلب پیش رفت، جمهوری اسلامی، یعنی رئیس جمهور هم درست شد، قانون هم تصویب شد، رفراندم هم شد، مجلس شورای ملی هم درست شد، که دیگر تزلزل توی کار نباشد.