ابتدائاً مرزمان همان مرز اسلام باشد، راهمان همان راه مستقیم اسلام باشد؛ تا این ادعای ما پیش خدا قبول بشود. اگر فرض بفرمایید که مردم هم مطلع نشوند که ما برخلاف داریم عمل می‌کنیم، خدا که می‌داند؛ در محضر خداست. در پیشگاه خدا ما نمی‌توانیم آن وقت ادعا کنیم که ما پاسدار هستیم. برای اینکه ما که خودمان برخلاف موازین اسلام خدای نخواسته عمل بکنیم، بعد بخواهیم ادعا کنیم که ما نگهبان اسلام هستیم، کسی که خودش برخلاف اسلام عمل می‌کند نمی‌تواند بگوید من نگهبان هستم؛ یک کسی که خودش دزد است نمی‌تواند بگوید من نگهبان هستم، من پاسبان هستم. پاسبان وقتی دزد باشد پاسبان نیست؛ دزد است. پاسدار خدای نخواسته اگر برخلاف موازین اسلام باشد، پاسدار نیست. این یک آدمی است که برخلاف اسلام است.
کوشش کنید برادرها که خودتان را اصلاح کنید و پاسداری از خودتان بکنید. پاسداری از خودتان که کردید، پاسداری‌تان از جمهوری اسلامی پیش خدای تبارک و تعالی مقبول است و ارزشمند؛ بسیار ارزشمند. در یک همچو زمانی که احتیاج دارد اسلام به اینکه پاسدار داشته باشد، و مردمی که برخلاف هستند و آنهایی که برخلاف جمهوری اسلامی هستند در توطئه هستند، مشغولند آنها به عمل در سرحدات ما، در خود شهرهای ما مشغول به توطئه هستند، دریک همچو موقعی احتیاج به پاسدارها هست. هم پاسداری از خودتان بکنید و هم پاسداری از جمهوری اسلامی. ان شاء الله خداوند همه شما را توفیق بدهد، و مؤید و موفق باشید. آقای مدنی (1) هم ان شاء الله بعد از اینکه در تبریز کارهایشان را یک مقداری رو به راه کردند، ان شاء الله می‌آیند به همدان. موفق باشید ان شاء الله.