اعمالشان را تطبیق ندهند با اسلام، یک صورت قبیحی از اسلام در خارج منعکس می‌شود؛ که حالا هم که دولت اسلامی مثلاً شد، حالا هم که جمهوری اسلامی شد، مثلاً پاسدارهای اسلام می‌ریزند خانه‌های مردم را غارت می‌کنند؛ چه می‌کنند. یک قضیه که بشود، کافی است که بگویند همه می‌کنند! دو تا قضیه وقتی که واقع بشود که بیخود بریزند به خانه‌های مردم و از آنجا مثلاً غارتگری بکنند، این کافی است برای اینکه بگویند کمیته‌ای‌ها که بگویند پاسدارهای اسلامی وضعشان غارتگری است. یک کمیته در یک محلی اگر واقع بشود، دو تا کمیته در یک محلی اگر واقع بشود، و برخلاف مقررات شرع در آن عمل بشود، کافی است که بگویند کمیته‌های اسلامی هم اینطور هستند که اینطور کارها را انجام می‌دهند. اگر دو تا حبسی برخلاف مقررات اسلام با آنان عمل بشود کافی است که بگویند حبس اسلام هم مثل حبس ساواک می‌ماند!
مسئولان نظام در معرض آزمون الهی
الآن یک تکلیف بسیار بزرگی به عهده همه ماست. من که یک طلبه هستم این تکلیف را دارم؛ آقایان هم، که از آقایان هستند، این تکلیف را دارند؛ سایر قشرها هم دارند؛ که کوشش کنیم وجهه اسلام و صورت اسلام را آنطور که هست نمایش بدهیم؛ نه آنطوری که خلفایی مثل معاویه و یزید و بعضی، یا بسیاری از خلفای اموی و بنی عباس جلوه می‌دادند. به عنوان اینکه ما نماینده اسلام هستیم کارهایی می‌کردند که با اسلام مخالف بود؛ و اسباب این می‌شد که یکوقت وجهه اسلام را در دنیا دگرگون کنند.
الآن ما در یک امتحان بزرگ واقع هستیم. الآن خدا ما را امتحان می‌کند که آیا ما در این وقتی که یک مطلبی دستمان آمده، یک قدرتی دستمان آمده است، آیا ما چه می‌کنیم؟ ما هم همان هستیم به صورت دیگر؟ یا خیر، ما روی مقررات عمل می‌کنیم؟ آنی که مهم است پیش من این است که امروز خطر هست در کار، خطر کمونیست در کار اینقدرها نیست؛ هست، ولی اینقدرها نیست. خطر ساواکی دیگر اینقدرها نیست در کار، این خطرها مهم نیست. اموال شاه سابق برود یا نرود، پیش من چیز مهمی نیست؛