قدرتی که شوروی داشت، فتح کرد بسیاری از جاها را، لکن نتوانست نگه دارد. آن فتح و پیروزی که کرده است نتوانست نگه دارد. چون نتوانست نگه دارد، شکست خورد و منتهی شد به آنجایی که خودکشی می‌گویند کرد. فاتحها همیشه تقریباً اینطوری بودند که بعد از اینکه فتح می‌کردند، یک عواملی پیدا می‌شد که اینها را به شکست منتهی می‌کرد.
خوف از پیدایش عوامل شکست
من خوف این را دارم که شما که یک لشکر اسلامی [و] ملت اسلامیِ فاتح هستید الآن، و فتحی هم کردید که همه دنیا را به اعجاب آورد، عواملی حالا پیدا بشود که شکست بخورید؛ و شکست هم از ناحیه خودتان باشد؛ نه از ناحیه دشمن. من خوف این را دارم که ما، چه طبقه روحانیون و چه سایر طبقات، که مهمش اینهایی است که مستقیماً اسم اسلامی رویشان هست؛ دولت اسلامی، وزارتخانه‌های اسلامی، کمیته‌های اسلامی، پاسداران اسلامی و دادگاه‌های اسلامی، اینهایی که الآن به اسم اسلام و لباس اسلامی دارند، در حکومت اسلامی پاسداران اسلامی داریم و دادگاه اسلامی و همین طور کمیته، و همه اینها، اگر در یک همچو موقعی ماها که ادعا می‌کنیم که هم پاسدار هستیم و شماها که پاسدار هستید، در یک همچو موقعی، یک کارهایی انجام بدهیم که آنهایی که با ما مخالفند و دشمن‌اند، آنها مراقب هستند و با کمال مراقبت به کارهای ما چشم دوخته‌اند، ما یک کارهایی انجام بدهیم که این کارها با محتوای جمهوری اسلامی موافق نباشد. آن شکست مُسْلِم در مقابل کافر نیست؛ شکست سید الشهدا در مقابل یزید نیست؛ این شکست اسلام است. ما ادعا کردیم که جمهوری اسلامی داریم، و ادعا کردیم که حکومت اسلامی تنها حکومت عادلانه است، تنها حکومتی است که از رئیس جمهورش تا پاسبانش تابع اسلام است، نه رئیس جمهورش می‌خواهد بزرگی بفروشد به پایین ترها، نه پایین ترها می‌خواهند مردم را از باب اینکه مثلاً نظامی است، پاسدار است، مردم را آزار بدهند؛ این چیزی است که ما ادعایش داریم می‌کنیم جمهوری اسلامی یعنی یک حکومت عادلانه اسلامی؛ چنانچه مملکتی که اسلامی است و جمهوری [آن‌] در تحت‌