اسلامی را در ایران پیاده نکردیم. مقصد ما این بود که اسلام، سرتاسر ایران اسلام باشد؛ حکومت مال اسلام باشد؛ تا حالا نشده؛ البته یک مقدار راه را جلو رفتیم، لکن راه زیاد مانده است. حالا وقتی است که همه با هم باشیم؛ همه توجهمان به مقصد باشد و اینقدر بهانه گیری برای اینکه حالا حقوق من کم است، یا زیاد است. [نشود] ان شاء الله زیاد می‌شود بعدها. یا خانه ندارند، یا چه. ان شاء الله خانه پیدا می‌کنید. زراعتمان چطور است. زراعت پیدا می‌کنید. اما باید حالا همان طوری که در آن قدمهای اول فراموش کردید همه اینها را، نه کارگر متوجه این بود که من مزدم کم است یا زیاد است، و نه کشاورز متوجه این بود که امسال کشاورزی‌اش چطور است، همه متوجه یک مقصد بودند و عمل شد و خوب شد، از حالا به بعد هم باید همین معنی را ادامه بدهیم؛ همین توجه به مقصد را ادامه بدهیم؛ همین الهیت را حفظ کنیم. یعنی قصدمان را برای خدا و برای جمهوری اسلام و برای احکام قرآن بکنیم تا عنایت خدا محفوظ باشد و دست لطف الهی بالای سر همه باشد. و ان شاء الله اگر این مطلب بشود، پیروزید و مملکتتان ان شاء الله مال خودتان، و خودتان اداره‌اش می‌کنید. همه دستها هم منقطع خواهد شد. ولی عمده همین معناست که این معنا را حفظ بکنیم. من از خدای تبارک و تعالی سلامت همه شما را می‌خواهم و سعادت این ملت، که شما هم از این ملت هستید. خداوند همه شما را تأیید کند.