پایم، یک دفعه بگوید دلم که مبادا تکرار بشود.
ما الآن حکم یک مریضی را داریم که باید آن مرض خودمان را افشا کنیم، بگوییم. هر دسته‌ای که آمدند همان مرض که هست باید بگوییم. برای شما، برای دیگران هرچه که هست، هر واقعی که هست باید بگوییم. دردی که بالفعل ما دچارش هستیم باید بگوییم.
آن دردی که دچارش هستیم الآن این است در این حالی که قانون اساسی دارد، طرح شده است و می‌خواهد تصویب بشود تا مراحل نهایی‌اش، در این حال من می‌بینم که قشرهای مختلفی می‌آیند و یک مسائل دیگری طرح می‌کنند و گاهی هم یک مسائلی که دنبال آن ممکن است که برخوردها باشد. و در روزنامه‌ها و مجلات هم بعضی مطالب را می‌نویسند که این مطالب محرک است، تحریک آمیز است. و این روی یک - آنطور که به نظر آدم می‌رسد - روی یک نقشه و حسابی است. یک توطئه‌ای است که الآن ماها را یا متوجه کنند به یک مسائلی غیر از این مسائل اصلی که ما داریم، یا منحرفمان کنند به طوری که تا آخر منحرف بشویم از مسائل، یا به جان هم بیندازند، دعوامان بیندازند که آن هم اسباب انحراف است و آنها نگذارند که ما این مراحلی که الآن داریم؛ یکی بررسی قانون اساسی، یکی انتخابات خبرگان، دنبالش مجلس شورای ملی، دنبالش یا همراه او رئیس جمهور؛ که اینها اساس یک مملکت است که باید این اساس درست بشود، بعد که این اساس درست شد، روی آن مسائل دیگر باید حل بشود.
صاحبنظران درباره قانون اساسی نظر دهند
ما الآن آنی که گرفتارش هستیم این اساس است، و ما الآن بالفعل هم آن که گرفتارش هستیم، قضیه بررسی قانون اساسی است. خوب، شماها دانشگاهی هستید و اهل نظر، مطالعه کنید قانون اساسی را، هر نظری دارید بنویسید و به مجلس سنای تهران بفرستید، تا آنها بعد که خبرگان آمدند آنها رسیدگی بکنند و دنبالش آن وقت که اعلام می‌شود که انتخاب بکنید خبرگان را، شما ببینید که چه اشخاصی باید انتخاب بشوند، اشخاص مطلع‌