از یک رأی ندارند؛ چه آنکه مدیر است، چه آنهایی دیگر هر کدام یک رأی دارند. اکثریت اینها رأیشان مُجریش عبارت از آن کسی است که مدیر است. مجری عبارت از آن است که مدیر است. و مجری یکنفر است که مدیر است. اگر آن مُجری برخلاف آن چیزی که بوده است عمل کرد، کنار باید برود و اگر چنانچه همان طوری که مشورت شد و شور کردند ... من به ایشان، به آقای بازرگان، گفتم که شما آقای قطب زاده را بخواهید و به او بگویید که مسئله این است. اگر شما حاضرید در این مسئله که شما مدیر باشید و مجری، و شور باشد، و در آن شور اکثریت آنجا باشد، شما یک رأی، دیگران هم هر کدام یک رأی، اگر شما حاضرید که این طور باشد که شما هم مجری فقط باشید، دیگر دخالت زاید بر اجرا نکنید، شما اگر حاضرید، شما باشید. اگر شما حاضر نیستید، یکی دیگر. باید مصوّبات شورا حاکم باشد در این. اگر غیر این باشد، باید هرکس که مخالف است برود. من دیگر حالا نمی‌دانم. اینها را این باید یا اشخاصی که مورد اطمینانمان هست قرار بگیرد. اگر بعدها .... - بله قرار می‌دهیم، یا اعلام می‌کنیم - (1) اگر بعدها اینها تخلّف کردند، و ثابت شد تخلّف کردند، یک جا هم تخلّف کردند، کنار می‌گذاریم من حالا اینها را نمی‌دانم. برخلاف این زیاد گفتند. من نمی‌دانم - (2) ما حالا این طور قرار دادیم. اگر از این راه محقّق شد که ان شاء الله [می‌شود] ولیکن همه باید همراهی کنید. الآن وقتی است که در این برهه‌ای که می‌خواهید شما قانون اساسیتان را، مجلس شورایتان را، رئیس جمهورتان را، که اساس مسائل است، در این وقت باید همه با هم همراهی کنید، اگر یک نابسامانی هم هست، یک قدری بسازید. الآن وقت این نیست که به هم بریزیم همه چیز را. الآن وقت این نیست، ان شاء الله استقرار پیدا بکند یک حکومت مستقری که شد این کارها را دنبال مجلس شورای ملی که داشتید، همه آنها دنبال او درست می‌شود - إن شاء الله. خدا همه‌تان را حفظ کند، و موفّق باشید إن شاء الله.