گسترش غرب زدگی توسط رژیم پهلوی
همین طاغوت زمانهای اخیر، زمانهای ما، همینها، دامن زدند به این غربزدگی. هر چیزی را به غرب نسبت داده‌اند. هر مطلبی را از غرب گرفته‌اند. هر مَفْخَری را از غرب گرفتند و به خورد ما دادند. دانشگاه‌های ما هم در آن زمان دانشگاه‌های غربی بود. اقتصادمان هم غربی؛ فرهنگمان هم غربی. اصل خودمان را بکلی از یاد بردیم؛ و به جای خودمان یک موجود غربی نشاندیم. به مجرد اینکه یک کسی مریض می‌شود، می‌گویند باید برود انگلستان، باید برود اروپا، با اینکه اطبا اینجا هم هست. در ذهن من این است که یکی از بستگان محمدرضا مخلوع ملعون، لُوزَتَیْن پیدا کرده بود؛ از اروپا برای او یک کسی که عمل لوزه بکند، آوردند! در صورتی که برای اطبای اینجا عمل لوزه یک عمل آسانی است. این چه می‌فهماند به عالم که یک کسی که در رأس یک مملکت به زور واقع شده و او را شناختند به اینکه شاه مملکت است برای لُوزَتَیْن هم طبیب قائل نباشد که در ایران هست؟ این به طب ایران و به طبیب ایران چه لطمه وارد می‌کند؟ چه خیانتی است این به ملت ایران که ملت ایران معرّفی بشود به اینکه در سرتاسر کشور ما یک طبیبی که لُوزَتَیْن را بتواند عمل بکند نیست، از این جهت از خارج می‌آورند که لُوزَتَیْن را عمل کند؟ این چه قدر کمک می‌کند به استعمار؛ چه قدر کمک می‌کند به غرب؛ و چه قدر حیثیت ملت ما را از بین می‌برد. وقتی که او این کار را کرد، مردم هم تا آن زمان همه آنها چشمشان به این بود که چه می‌کند این آدم، آنها هم وقتی که مریض پیدا می‌کردند حتی الامکان باید بروند به خارج، در صورتی که اطبا ما داریم. در آن زمانِ جوانی، من یادم هست که چشم من ضعیف شد، که الآن هم ضعیف هست. و در آن وقت امین الملک - خداوند رحمتش کند - طبیب چشم بود. من رفتم تهران برای اینکه چشمم را معالجه کنم. یک کسی که با ما آشنا و با او آشنا بود گفت برویم پیش امین الملک. و ایشان نقل کرد - آن آقا نقل کرد - که فلان الدوله چشمش [ضعیف‌] شده بود، رفته بود اروپا پیش اطبای آنجا. آنجا پیش آن طبیبی که رفته بود، پروفسوری که رفته بود، گفته بود که اهل کجا هستی؟ اهل ایران، تهران. گفته بود مگر امین الملک‌