نور کند، وارد کند در نور وحی و نورانی باشد. قلب نورانی نمی‌تواند ببیند که مَآثِر و مَفاخِرش را دارند زیر پا می‌گذارند و حرف نزند. نمی‌تواند یک قلب نورانی ببیند که ملتش را به این ذلّت کشیدند و افرادش در اطراف تهران هم باز یک سوراخ منزلشان است و این صحبت نکند. و آنها می‌خواهند که شما را جوری بار بیاورند که در همه امورشان بی‌تفاوت باشید؛ نپرسید که چرا این مستمندان به حال مستمندی باقی مانده‌اند، و نفتهای ما را دیگران می‌بردند، نپرسید و در ذهنتان اصلاً نیاید. در ذهن وارد نشود که یک همچو گرفتاریهایی هم ما داریم. شما حالا را ملاحظه نکنید که نور وارد شده است در قلبهای شما؛ شما پانزده سال پیش از این، بیست سال پیش از این را ملاحظه کنید ببینید که هیچ مقاومتی بود در مقابل آنهایی که همه چیز ما را می‌بردند؟ نبود. کاری نداشتند به این حرفها. یک دسته‌ای گاهی وقت یک نِقّی می‌زدند. نه توی مجلسمان صحبت بود و نه توی مسجدمان صحبت بود؛ و نه توی دانشگاهمان صحبت بود، هیچ جا.
سخنی درباره ایّام الله
امر دومی که فرموده است خدای تبارک و تعالی به حضرت موسی: وَ ذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللهِ اینها را متذکّر کن به «ایّام خدا». همه ایّام مال خداست؛ لکن بعضی از ایّام یک خصوصیتی دارد که برای آن خصوصیت «یوم الله» می‌شود. روزی که پیغمبر اکرم هجرت کردند به مدینه، این روز «یوم الله» است. روزی که مکه را فتح کردند «یوم الله» است. یومِ قدرت نمایی خداست که یک یتیم را که همه رَفضَش (1) کرده بودند، نمی‌توانست زندگی بکند تو وطن خودش، تو خانه خودش، بعد از چندی فتح مکّه به دست او شد؛ و آن قُلْدُرها و آن ثروتمندها و آن قدرتمندها همه در تحت سیطره او واقع شد، و فرمود: أنتُمُ الطُّلَقَاء (2) دیگر آزادتان کردم، بروید؛ این «یوم الله» است. یوم خوارج، روزی که امیرالمؤمنین - سلام الله علیه - شمشیر را کشید و این فاسدها را، این