این طور بکنید و مشتریها کنار بروند - اینها می‌خواهند مشتری پیدا کنند - اگر مشتریها کنار بروند، اینها هم دست برمی‌‌دارند از این. کارها. وقتی متاعی مشتری نداشت، دیگر عرضه نمی‌شود. شما بنابراین بگذارید که این چیزهایی که دارد شما را می‌کِشد به طرف غرب و مفاخر شما را زیر پا می‌گذارد و به جای او مطالب غربی را می‌نشاند، شما هم اعراض کنید از او؛ پشت کنید به اینها. به نویسنده این طوری پشت بکنید؛ به کتاب این طوری پشت بکنید. این کتابهایی که هرچه صحبت می‌شود از لنین و استالین و زهر مار صحبت می‌شود نخرید. الزامی نیست که شما باید کتاب بخرید. نخرید این کتابها را. نخوانید این کتابها را. وقت گذشته است که تفصیل این قضیه را که فردا ما مبتلا هستیم به دانشگاه و مبتلا هستیم به توطئه‌گری هایی که در دانشگاه بنا دارند بکنند، من حالا وقت ندارم که راجع به آن یک صحبتی بکنم، گذشته وقت. لکن باید خود جوانهای ما که اکثراً متعهد هستند، اکثراً این ملت ملی هستند، اکثراً به اسلام اعتقاد دارند، اینها نگذارند یک عده‌ای بیایند آنجا و شلوغ کنند و توطئه کنند. پشت کنند به اینها. کتابهایشان را نخوانند. من نمی‌گویم آتش بزن. نه، آتش سوزی غلط است. هیچ آتش سوزی بدتر از اعراض نیست. وقتی آتش سوزی بشود، مردم خیال می‌کنند یک چیزی توی این بوده حالا آتشش زده‌اند. وقتی پشت بکنید به آنها تمام می‌شود قضیه، نخرید کتابهایشان را، نگذارید این متاعی که می‌آورند شما مشتریش باشید. نه، مشتری نباشید. بیایند بریزند آنجا، صد خروار هم کتاب را بریزند اینجا. نه، نریزید و آتش نزنید و پاره هم نکنید، لکن نخوانید و نخرید. اگر نخوانید و نخرید، بعد از چند روز می‌بینید که خبری نیست دیگر. این کتابها را می‌آورند که شما بخوانید. می‌خواهند شما را از شرقیت به غربیت، آن هم به آن بدترین اقسام دیکتاتوری، بدترین اقسام دیکتاتوری را به شما می‌خواهند تحمیل کنند، نخرید این کتابها را.
ان شاء الله اگر فرصتی باشد در یک وقتی بیشتر راجع به این مطلب، این مطلب را من نمی توانم حالا حقش را ادا کنم.
حالا من دعا می‌کنم به شما که خداوند تبارک و تعالی همان طور که عنایت کرد بر