می‌دهند نمی‌گویند که این کمیته این طور است؛ می‌گویند آخوند این طور است. حیثیت روحانیت، الآن بسته است به اعمال ما. همیشه بوده اما حالا بیشتر است. همیشه در زمان طاغوت بود ما هم هیچکاره بودیم، شما هم هیچکاره بودید و تحت فشار ظلم بودید و مظلوم؛ محبوب است؛ مظلومیّت محبوبیّت می‌آورد. حالایی که جمهوری اسلام و اسلامی شده و رژیم طاغوتی از بین رفته و رژیم اسلامی - انسانی بناست باشد و شما هم متصدّی یک اموری هستید برای اینکه کمک بکنید به این نهضت و - بحمدالله - با کمک این طبقه است که این کارها دارد انجام می‌گیرد. الآن آن طور نیست که اگر یک کاری آن وقت می‌شد مردم از باب اینکه شما مظلوم باشید، مظلوم بودید و محبوب شده بودید، مردم مناقشه نمی‌کردند. اما امروز آن وضع دیگر نیست؛ امروز مناقشه می‌کنند. اگر یک کمیته‌ای که بعضی از آقایان مثلاً در آن ریاست دارند، یک نفری در آنجا یک کار خلافی بکند، کمیته را مطلقاً و چون با اهل علم مخالف‌اند، اهل علمی که در آن کمیته هست بالخصوص او را و سرایت می‌دهند به همه اینها: اصلاً آخوند این طوری است! آخوند جماعت اصلاً این طور است، شلوغکار است! اینها الآن یک چیزی دستشان افتاد بنا کردند شلوغ کردن؛ این جماعت اصلاً این طوری هستند! مردم هم وقتی تبلیغات زیاد بشود؛ مردم هم خیلیها باورشان می‌آید.
من مشاهِد بودم در زمان رضاخان و شاید هیچیک از شماها یادتان نباشد، من یادم است آن مسائل - یعنی از اوّلی که آن آمد و کودتا کرد تا حالا، همه مسائل را من شاهد بودم - تبلیغاتی که اینها کردند در ملت تأثیر کرده بود. با اینکه می‌دیدند که اینها چه جنایتی می‌کنند ولی تبلیغاتشان قوی بود و در بعضی از قشرهای ملت هم تأثیر کرد.
این قصه را من کراراً گفتم و چون در قلب من یک امر ناراحت کننده‌ای بود، حالا هم عرض می‌کنم: مرحوم شیخ عباس تهرانی - رحمه الله تعالی - ایشان فرمودند که من از اراک می‌خواستم بیایم قم، رفتم که اتومبیلی سوار بشوم کرایه کنم و بیایم، آن شوفرِ اتومبیل گفت که ما عهد کرده ایم که دو طایفه را سوار اتومبیل نکنیم: یکی آخوندها را، یکی هم فواحش را! این وضع ما بود در زمان آن پدر، زمان پسر را همه یادتان هست که‌