بشود. الآن اختلاف سر هیچ چیز نکنید. من در آن صحبتهای طولانی هم که کردم سفارش کرده‌ام این مطلب را. شما هم به رفقایتان، به دوستانتان، خودتان توجه این معنا را داشته باشید که الآن اختلاف ایجاد نشود. یکی بیاید بگوید کتاب کی چطور است؛ کی بگوید چطور است، نباشد. الآن اختلافات اسباب این می‌شود که ما نتوانیم این قدم را که الآن لازم است برداریم.
ایجاد محرومیت با نام «تمدن بزرگ»
بنابراین، این مسئله اول شما ان شاء الله بعد از یک مدتی که یک استقراری پیدا کند، لااقل یک حکومت مستقری پیدا بکنیم. و این نقیصه و خیلی نقایص دیگر. یکی و دو تا نیست. برای اینکه پنجاه سال، اقلاً پنجاه و چند سال، و 2500 سال هم جلوتر، کوشش کرده‌اند تا اینکه خراب کنند. هیچ برای آبادی کوششی نکرده‌اند. منتها یک کسی خراب می‌کرد و نمی‌گفت که من دارم آباد می‌کنم؛ این محمد رضا خراب می‌کرد و فریاد می‌کرد که ما می‌خواهیم به «تمدن بزرگ» برسیم! ما را عقب راندند. فرهنگ ما عقب است الآن. اقتصاد ما سالم نیست. درست ان شاء الله می‌شود. و همه چیز ما خراب است. همه جا خراب. هی وعده دادند! الآن از هر طرفی که از ایران می‌آیند اینجا پیش ما، تقریباً هر چند روز یک دفعه یک گروهی از اطراف می‌آیند، همه شکایت از اینکه ما هیچی نداریم. نه بهداری داریم، نه اسفالت داریم، نه چی داریم. من گاهی به آنها می‌گویم که آقا، شما خیال نکنید که شما هیچی ندارید؛ تهران هم ندارد. در تهران این زاغه نشینها را بروید ببینید که اینها هم هیچ ندارند، یک تکه‌ای از تهران است که چیز دارد. این بیچاره‌ها و مستضعفینی که اطراف تهران الآن خیمه دارند، و نمی‌دانم، کپر (1) دارند، و امثال ذلک، آنها هم هیچی ندارند. اینها کوشش کرده‌اند به اینکه نگذارند یک مملکتی آباد بشود. با اسم اینکه می‌خواهند «تمدن بزرگ» درست کنیم بکلی خراب کردند. ان شاء الله باید بعد از اینکه اساس مطلب درست بشود، به اینها رسیدگی بشود.