صفحه 110
شما مسائل را، معارف را با برهان به عقلتان برسانيد، هنرش همين قدر است. «پاى استدلاليان چوبين بود»، (۱) مقصود همين است كه چوب است، پاى چوبى است. آنكه انسان را مى‌تواند راه ببرد، انسان حقيقتاً با آن مى‌تواند راه برود، عبارت از آن پايى است كه انسان [با آن‌] جلوه خدا را ببيند، عبارت از آن ايمانى است كه در قلب [وارد] مى‌شود، و وجدان ذوقى است كه انسان مى‌كند، و ايمان مى‌آورد. اين هم يك مرتبه است و مرتبه بالاتر هم دارد.
و اميدوارم كه ان شاء اللَّه ما فقط قرآن نخوانيم و تفسير نخوانيم، و باورمان بيايد مسائل، و هر كلمه‌اى كه از قرآن مى‌خوانيم به طور باور [باشد. قرآن‌] كتابى است كه مى‌خواهد آدم درست كند، مى‌خواهد يك موجودى را بسازد. يك موجودى را كه خودش ايجاد كرده است و با اسم اعظم ايجاد كرده، با «اللَّه». مى‌خواهد از اين مرتبه ناقصى كه هست او را برساند به آن مرتبه‌اى كه لايق اوست؛ و قرآن براى اين آمده است، همه انبيا هم براى اين آمده‌اند، همه انبيا آمده‌اند براى اينكه دست انسان را بگيرند و از اين چاه عميقى كه در آن افتاده است- آن چاهى كه از همه عميقتر است، چاه نفسانيت انسان است- در آورند و جلوه حق را به او نشان بدهند، تا اينكه همه چيز را نسيان كند؛ و خداوند ان شاء اللَّه نصيب همه ما بكند.

(۱)- اشاره به اين بيت از مولوى است:
«پاى استدلاليان چوبين بود پاى چوبين سخت بى‌تمكين بود»
صحیفه امام خمینی
Rouhollah Website is licensed under a Creative Commons Attribution 4.0 International License. <Rouhollah Website/>