تدقيقى كه دارد از اين حديث شريف توجيه عجيبى فرموده. (۱) چنانچه توجيه مرحوم فيض (۲) -رحمه اللَّه- نيز بعيد از صواب است. (۳)
بالجمله، «اسم» عبارت است از نفس تجلّى فعلى كه به آن، همه‌دار تحقّق، متحقّق است؛ و اطلاق «اسم» بر امور عينيّه در لسان خدا و رسول و اهل بيت عصمت -عليهم السلام- بسيار است؛ چنانچه «اسماى حسنا» را فرمودند ما هستيم. (۴) و در ادعيه شريفه وَ بِاسْمِكَ الَّذى تَجَلَّيْتَ عَلى فُلان بسيار است. (۵)
و محتمل است كه بسم اللَّه در هر سوره متعلق به خود آن سوره باشد؛ مثلًا بسم اللَّه سوره مباركه «حمد» متعلق به حمد است؛ و اين مطابق ذوق عرفانى و مسلك اهل معرفت است؛ زيرا كه اشاره به آن است كه حمد حامدان و ثناى ثناجويان نيز به قيّوميّت اسم «اللَّه» است. بنا بر اين «تسميه» در مقدمه جميع اقوال و اعمال -كه يكى از مستحبّات شرعيه است- براى تذكّر آن است كه هر قول و عملى كه از انسان صادر مى‌شود به قيّوميّت اسم الهى است؛ زيرا كه جميع ذرّات وجودْ تعيّن «اسم اللَّه» و به اعتبارى‌

(۱)- مرآة العقول؛ ج ۲، ص ۱۹؛ الوافى؛ ج ۱، ص ۴۵۷.
(۲)- محمد محسن بن الشاه مرتضى (متوفى ۱۰۹۱ ه. ق.) مشهور به «فيض كاشانى» محدّث، فقيه، عارف و حكيم قرن يازده هجرى است. وى شاگرد شيخ بهائى، مولى محمد صالح، سيد هاشم بحرانى و صدر المتألّهين مى‌باشد. تأثير افكار صدرا در آثار فيض آشكار است.
علّامه مجلسى، سيد نعمت اللَّه جزايرى، قاضى سعيد قمى و فرزندش از او استفاده كرده‌اند، حدود نود اثر به او نسبت مى‌دهند، برخى از آنها عبارت است از: تفسير صافى، وافى در حديث، المحجّة البيضاءِ فى تهذيب الاحياء، شافى، علم اليقين، الحقايق، كلمات مكنونه، الاصول الاصليه.
(۳)- الوافى؛ ج ۱، «ابواب معرفة صفاته سبحانه و اسمائه»، «باب صفاته الفعل»، ص ۴۵۷، بيان حديث ۴.
(۴)- عَنْ أبى عَبدِ اللَّه -عليه السلام: ... نَحْنُ وَ اللَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى ...؛ اصول كافى؛ ج ۱: كتاب التوحيد؛ «باب النوادر»، ص ۱۴۳، ح ۴.
(۵)- براى نمونه مصباح المتهجّد؛ ص ۳۷۶ (از دعاى سمات).