و عرفان است كه همه موجودات و ذرّات كائنات و عوالم غيب و شهادت را به تجلّى اسم جامع الهى، يعنى «اسم اعظم» ظاهر دانند.
بنا بر اين «اسم» -كه به معنى نشانه و علامت است يا به معنى علوّ و ارتفاع است- عبارت از تجلّى فعلى انبساطى حق -كه آن را «فيض منبسط» و «اضافه اشراقيّه» گويند- مى‌باشد؛ زيرا كه به حسب اين مسلك تمام دار تحقّق، از عقول مجرّده گرفته تا اخيره مراتب وجود، تعيّنات اين فيض و تنزلات اين لطيفه است؛ و در آيات شريفه الهيّه و احاديث كريمه اهل بيت عصمت و طهارت -عليهم السلام- مؤيّد اين مسلك بسيار است؛ چنانچه در حديث شريف كافى فرمايد: «خداوند خلق فرمود «مشيّت» را به نفسها، پس خلق فرمود اشياء را به مشيّت». (۱) و از براى اين حديث شريف هر كس به حسب مسلك خود توجيهى نموده؛ و ظاهرتر از همه آن است كه مطابق مى‌شود با اين مسلك؛ و آن اين است كه مراد از «مشيّت»، مشيّت فعليّه است كه عبارت از «فيض منبسط» است؛ و مراد از «اشياء» مراتب وجود است كه تعيّنات و تنزّلات اين لطيفه است. پس، معنى حديث چنين شود كه خداى تعالى مشيّت فعليّه را، كه ظلّ مشيّت ذاتيّه قديمه است، بنفسها و بى‌واسطه خلق فرموده؛ و ديگر موجودات عالم غيب و شهادت را به تبع آن خلق فرموده؛ و سيّد محقّق داماد (۲) -قدّس سرّه- با مقام تحقيق و

(۱)- عَنْ أبى عَبْدِ اللَّه (ع) قالَ: خَلَقَ اللَّهُ الْمَشِيئَةَ بِنَفْسِهَا ثُمَّ خَلَقَ الْأَشْيَاءَ بِالْمَشِيئَةِ؛ اصول كافى؛ ج ۱: كتاب التوحيد؛ «باب الارادة أنّها من صفات الفعل ...»، ص ۱۱۰، ح ۴.
(۲)- مير محمد باقر بن شمس الدين محمد، معروف به ميرداماد در اصفهان به دنيا آمد و در نجف به خاك سپرده شد. وى از دانشمندان كم نظير اماميه و فيلسوفى بزرگ و جامع علوم عقلى و نقلى و در حلّ برخى مشكلات فقهى و حديثى بى‌مانند بوده است. رواج و رونق فلسفه بو على و اشراق در قرن يازدهم هجرى و فراهم شدن زمينه براى حكمت متعاليه ملا صدرا، شاگرد ميرداماد، مرهون زحمات اين فيلسوف بزرگ است. از تأليفات اوست: قبسات، تقديسات، سدرة المنتهى.